جهانخوار
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٤   کلمات کلیدی:

 
همدان
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٤   کلمات کلیدی:

 

همدان

تاریخچه شهر همدان

 

بنای شهرهمدان را به دیا آکو پادشاه ماد نسبت می دهند. شهر همدان به نامهای اکباتان - هگمتانه -آنادانا یا همدانا معروف است. شهرهمدان در زمان فرمانروایی بخت النصر ویران شد و بعدها داریوش بزرگ آن را مرمت کرد.

 

در زمان اشکانیان که تیسفون پایتخت کشور بود همدان پایتخت و اقامتگاه تابستانی شاهان اشکانی شد. بعد از اشکانیان ساسانیان نیز قصرهای تابستانی خود را در این شهر بنا کردند. خرابه های باروی قلعه اشکانی بر فراز تپه مصلی و مجسمه شیر سنگی یکی از دروازه های همدان از آثار این دوره است.

 

 

درسال 23 هجری براثر جنگ نهاوند همدان به تصرف اعراب درآمد. همدان در زمان دیلمیان (319 هجری قمری) لطمات فراوانی دید. در قرن ششم هجری سلجوقیان مرکز خود را از بغداد به این شهر منتقل کردند و مدت پنجاه سال این شهر پایتخت سلجوقیان بود. پس از حمله مغول این شهر به ویرانه ای مبدل شد. در زمان صفویه این شهر از نعمت آبادانی بهره مند شد. پس از انقراض صفویه این شهر به تصرف عثمانی در آمد که پس از شش سال توسط نادر شاه باز پس گرفته شد.

 

 

شهر همدان به علت قرار گرفتن در مسیر راه های اصلی منطقه غرب ایران درقرن های اخیر همواره از نظر بازرگانی مورد توجه بوده است . همچنین این شهر در مسیر جاده ابریشم قرارداشته است .

مراکز تاریخی و باستانی

کاخ هگمتانه

 

 

این کاخ در شهرهمدان فعلی و هگمتانه  قدیمی قرار دارد و بنا به روایت های تاریخی درقرن هشتم قبل از میلاد ساخته شده است.این کاخ در دوران اقتدار نظام نظام سیاسی مادها ,پس از تشکیل دولت مرکزی و تسخیر آشور , درسال 614 قبل از میلاد توسط کیاکسار مادی و باهمدستی “نابو پولاسار“ بابلی ساخته شد.

 

آرامگاه ابوعلی سینا

آرمگاه شیخ الرئیس ابوعلی سینا فیلسوف ودانشمند و طبیب مشهور ایران (428-370هق) در میدانی به نام بوعلی سینا درشهر همدان واقع شده است .

آرامگاه بوعلی سینا درزمینی به مساحت 3090 متر مربع احداث گردیده و زیر بنای اصلی آن حدود 1792 متر مربع است . نمای آرامگاه از سنگ خارا است .

 

آرامگاه بابا طاهر

 

 

یکی از دیدنی های شهر همدان, ‌آرامگاه بابا طاهر است. باباطاهر که حدودا“ در اواخر قرن چهارم  و اوایل قرن پنجم می زیست, از شعرا و عرفای بزرگ روزگار خویش بوده است. مساحت کل زیر بنای آرامگاه و باغ آن حدود 8965 متر مربع  برآورد شده است .

 

مقبره استر و مرد خای

این بنا که از سنگ و آجر و به سبک بناهای اسلامی ساخته شده است درمرکز شهر همدان قراردارد.

 

بنا به روایات مشهور, این محل آرامگاه استر ملکه شوش وبانوی پادشاه ایران خشایار شاه و مردخای عموی ملکه است. احتمال دارد بنای مقبره استر و مرد خای نخستین بار در حدود 11 قرن پیش به دست کلیمیان و به یاد این دو شخصیت ساخته شده باشد.

 

گنبد علویان

 

 

یکی از مهم ترین بناهای تاریخی همدان بنایی چهار ضلعی به نام گنبد علویان است که محل آرامگاه دو نفر از اعضای خاندان علویان است و در زمان مغول تزیین و مرمت شده است . این بنا به اواخر دوران سلجوقی مربوط است.

 

قبر اسکندر

این مقبره در شهر همدان و در خیابان نظر بیک نزدیک تپه هگمتانه واقع شده است. در مورد صاحب قبر نظراتی ابراز شده است. گروهی او را پیر و مرشد و گروهی دیگر اسکندر مقدونی می دانند. برخی نیز قبر را متعلق به سردار اسکندر مقدونی (هفایستون ) میدانند که در همدان کشته شد.

 

قلعه دختر (قیز قلعه سی)

این قلعه با آنکه تخریب شده است, ولی هنوز پی, بنا و دیوارهای آن باقی مانده است. این قلعه که اهمیت نظامی داشته, ‌بر تمام شهر همدان و اطراف آن و گردونه معروف همدان, تویسرکان تسلط کامل دارد و ظاهرا“ در دوران مقاومت ایرانیان در برابر حمله اعرب احداث شده اند.

 

برج قربان

 

 

این بنای تاریخی درشهر همدان و در محله زندی ها, نزدیک دبیرستان ابن سینا قرار گرفته است. از قرارمعلوم مدفن شیخ الاسلام حسن بن عطار حافظ ابوالعلا و جمعی از  امرای سلجوقی است که در قرن هفتم و هشتم هجری به طرز ساده و بی پیرایه ساخته شده است.

 

 

بنا از یک برج دوازده ضلعی آجری با گنبد هرمی شکل دوازده ترک آجری تشکیل شده است. در وجه تسمیه این بنا از شخصی به نام قربان نام برده اند که این محل را در حمله افاغنه سنگرگاه خود قرار داد و از اهل محل خود دفاع کرد.

 

تپه هگمتانه

 تپه باستانی هگمتانه که در ورودی شهر همدان واقع شده است, یکی از با ارزش ترین آثار باستانی ایران است. تا کنون حفاری های متعددی بر روی این تپه صورت گرفته است که آثار خشتی زیادی از دوران هخامنشیان در آنجا آشکار شده است.

این آثار نشان می دهند که تپه هگمتانه احتمالا” محل خزانه پادشاهان هخامنشی بوده است.

 

تپه پیسا

این تپه درفاصله 2/5 کیلومتری شمال تپه معروف هگمتانه قرار دارد و به وسیله رودخانه به دو بخش تقسیم شده است . سفال های بدست آمده از سطح تپه نشانگر آن است که قدمت تاریخی این تپه به دوره هخامنشی می رسد و به احتمال زیاد با تپه هگمتانه ارتباط داشنه است.

 

کتیبه گنجنامه

 

 

کتیبه های گنجنامه که یادگاری از دوران داریوش و خشایار شاه هخامنشی است بر دل یکی از صخره های کوه الوند در فاصله 5 کیلومتری غرب همدان و در انتهای دره عباس آباد حکاکی شده است .

با توجه به سوراخهای کنار کتیبه, به نظر می رسد که کتیبه ها روپوش داشته اند که آنها را از گزند باد و باران حفظ می کرده است.

جاذبه های طبیعی

پیست اسکی

در سطح استان همدان فقط یک پیست اسکی وجود دارد. این پیست در 15 کیلومتری جنوب  شهر همدان و درارتفاعات دامنه کوه الوند درمنطقه ای به نام تاریک دره واقع شده است. راه دسترسی به آن از محل تاریخی گنج نامه می گذرد. طول پیست اسکی 4 کیلومتر و شیب آن در حدود 25 درصد است. و درماه های دی- بهمن- اسفند - فروردین و اردیبهشت قابل استفاده است .

 

آبشار گنجنامه

 

 

مهم ترین آبشار استان همدان آبشار گنجنامه است که در نزدیکی شهر همدان و در تفرجکاه گنجنامه قرار دارد. کتیبه های معروفی از دوره هخامنشی در نزدیکی این آبشار به جای مانده است .

 

 

دره زینا

دره زینا مشتمل بر دو دره حیدره و کیوارستان است که اولی به دامنه های کوه میدان میشان منتهی میشود و روستای حیدره را مانند نگینی درخود جای می دهد و دومی همراه رودخانه های پشت کوه های الوند و کلاغ لان به دامنه آن کوه ها ختم می شود.

 

دوزخ دره

 

 

از دره های صخره ای و ریزشی است و به امامزاده کوه  منتهی میشود. آبشار این دره که حدود 15 متر ارتفاع دارد معروف است . وجود بیشهزار و رودخانه درعمق دره های سلسله جبال الوند زیبایی های گردشگاهی آن را دو چندان کرده است.

 

دریاچه پشت سد اکباتان

 

 

تنها دریاچه استان دریاچه سد اکباتان است که در 9 کیلومتری جنوب شرقی شهر همدان واقع شده است. وسعت این دریاچه حدود 60 هکتار و حداکثر و حداقل عمق آن به ترتیب 32و 18 متر گزارش شده است .

 

 


 
خواب
ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٤   کلمات کلیدی:


 
آب
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٤   کلمات کلیدی:

 
ک
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٤   کلمات کلیدی:
کورش
ازشهر زادگاه كورش هرچه ميدانيد بگو ييد ...............
متن وصیت نامه  کورش  را برایم  بفرستید..................
بنام خدایی که کوروش را آفرید

× فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و
مومیایی به خـاک سپارند تـا اجزای
بدنم خـاک ایـران را تشکیل دهد ×

((کوروش بزرگ))

 
درگذر تاريخ
ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٤   کلمات کلیدی:

همدان 

شهر همدان مرکز استان همدان در غرب ایران واقع است. شهر همدان در دامنهٔ شرقی کوه الوند واقع شده که یکی از پنج شهر تاریخی-فرهنگی ایران شناخته شده‌است. مرکز استانی به همین نام است که در سیصد و شصت کیلومتری جنوب غربی تهران قرار دارد در ارتفاع ۱۸۰۰ متری از سطح دریا.

میدان مرکزی (میدان امام) این شهر توسط مهندسان آلمانی طراحی شده و به نقشه شعاعی معروف است که ۶ خیابان اصلی بطور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده و بلوارها بصورت رینگهای اول و دوم آنها را منقطع کرده که در نوع خودکم نظیر است و در ابتدای هر خیابان اصلی دو گنبد نقره‌ای رنگ به تعداد ۱۲ گنبد بنام هر امام معصوم تعبیه شده‌است که نشانگر مذهبی بودن و شیعی بودن این شهر از دیرباز می‌باشد.

آرامگاه بوعلی سینا در همدان
آرامگاه بوعلی سینا در همدان
کتیبه‌های گنج نامه در همدان
کتیبه‌های گنج نامه در همدان


آشوریان باستان به شهرهای قوم کاسی، عنوان «کارکاشی» داده بودند که «کار» به معنی قرارگاه یا منزلگاه و «کاشی» نام قوم کاسی است.

آشورشناسان و مادشناسان، جملگی این کار کاشی (با شهر کاسیان) را منطقه کنونی همدان دانسته‌اند.

پرفسور گیریشمن، باستان شناس معروف فرانسوی، معتقد است که اسم قبلی هگمتانه،» اکسایاً یعنی شهر کاسیها بوده‌است.

در مجموع اعتقاد غالب بر این است، که شهر هگمتانه را یکی از اقوام آریایی بنام مادها ساخته‌اند. و نخستین دولت ایرانی را در آن بنا نهاده‌اند. ولی نتایج تحقیقات بیانگر آن است که شهر هگمتانه پیش از انتخاب به پایتختی توسط مادها، وجود داشته مردمانی از قوم کاسی در آن می‌زیسته‌اند. سپس بازماندگان قوم کاسی، بعدها با طایفه‌ای از آریاییها قوم موسوم به ماد را پدید آورده‌اند. و با غلبه بر دولت تجاوزگر آشوری، دولت ماد را بنیان کذاشته، و پایتخت خود را کار کاشی قرار داده‌اند. و از آن به بعد، این شهر هگمتانه نام گرفته‌است.

امروز هم باستان شناسان، تپه باستانی هگمتانه، واقع در مرکز شهر همدان را، که وسیع‌ترین تپه باستانی ایران است، بقایای همان ابنیه عهد کاسی، مادی، هخامنشی و بعد از آن می‌دانند. مساحت این تپه حدود ۳۰ هکتار می‌باشد. که با در نظر گرفتن بخش‌هایی که جزء محدود تپه باستانی بود، ولی اینک ساختمانهای مسکونی بر روی آن ساخته شده، به بیش از ۴۰ هکتار نیز می‌رسد.

این تپه بیضی شکل، در داخل محدوده شهر فعلی همدان، و در دو سوی خیابان اکباتان واقع شده‌است. «هگمتانه»، یا «هنگمتانه» که به زبان پارسی قدیم به معنی محل تجمع بوده، ترکیبی از دو واژه «هنگ» به معنی «جا» و «متانه» به معنی «تجمع» است. این واژه در زبان یونانی به صورت «اکباتانا» در آمده‌است، و در کتیبه‌های عیلامی به صورت «اک ماتانو» آمده‌است.

برخی میز معتقدند: «امدانه» یا «آمادای» که در کتیبه پیلسر پادشاه آشور آمده به این محل اطلاق می‌شده. هگمتانه «در زبان ارمنی،» اهمتان «و در زبان سریانی و پهلوی، اهمدان»، در گویش نویسندگان عرب «همدان» و در تورات، «احتمانا» گفته شده‌است. همچنین سکه‌هایی از عهد ساسانی کشف شده که محل ضرب آنها «اهمتان» قید شده‌است.

نخستین اشاره مکتوب به نام مادها و سرزمین ماد، در سالنامه بیست و چهارم شارل مانزر سوم (۸۳۶ قبل میلادی) و سارگن دوم (۷۱۵ قبل از میلادی بوده، که از این قوم و سرزمین آنان به نام «مادای»یا «آمادای» یاد کرده‌اند.

روایات مورخین یونانی نیز حاکی است که این شهر در دوره مادها، (از اواخر قرن هشتم تا نیمه اول قرن شم قبل از میلاد) مدتها مرکز امپراتوری مادها بوده‌است. و پس از انقراض آنها نیز به عنوان یکی از پایتختهای دوره هخامنشی (پایتخت تابستانی و احتمالا«محل خزانه آنها) به شمار می‌رفته‌است.

گفته‌های هرودت مورخ یونانی، در قرن پنجم قبل از میلاد،م مهم‌ترین ماخذ تاریخی در این مورد است. وی بنای اولیه این شهر را به» دیااکو " نخستین شهریار ماد نسبت می‌دهد (در ۷۲۸ قبل از میلاد). هرودت اوضاع سیاسی واقتصادی نا مناسب قوم ماد را در دستیابی دیااکو به قدرت موثر می‌داند.


لوح زرین به نام (آریارمنه) یافت‌شده در تپهٔ باستانی هگمتانه.   این لوح از زرناب است به ابعاد ۱۲در ۸ سانتیمتر - دارای ۱۰ سطر به خط میخی است. آریا رمنه جد داریوش اول از شاهان هخامنشی است. بنا به اظهار نظرباستا نشتاسان این لوح قدیمی‌ترین اثر تاریخی می‌باشد ودر موزه (برلن آلمان) نگهداری می‌شود.
لوح زرین به نام (آریارمنه) یافت‌شده در تپهٔ باستانی هگمتانه. این لوح از زرناب است به ابعاد ۱۲در ۸ سانتیمتر - دارای ۱۰ سطر به خط میخی است. آریا رمنه جد داریوش اول از شاهان هخامنشی است. بنا به اظهار نظرباستا نشتاسان این لوح قدیمی‌ترین اثر تاریخی می‌باشد ودر موزه (برلن آلمان) نگهداری می‌شود.

دیگر مورخین یونانی چون پلی بیوس، کنزیاس، ژوستین و گزنفون نیز درباره هگمتانه مطالبی جمه آوری کرده‌اند.

دیااکو پس از اینکه هگمتانه را به پایتختی خود برگزید، تصمیم به ساخت کاخی عظیم و مستحکم به صورت هفت قلعه تو در تو گرفت. به طوریکه کاخ پادشاهی و خزانه، در درون قلعه هفتم قرار داشته باشد. دیااکو به تقلید از رنگ آمیزی قصرهای بابلی، دستور داده بود کنگره‌های هر قلعه را به رنگی مخصوص در آورند. به این ترتیب :رنگ کنگره‌های قلعه اول سفید، دومی سیاه، سومی ارغوانی، چهارمی آبی، پنجمی نارنجی، و کنگره دو با روی داخلی سیمین و زرین بودندو محیط بیرونی ترنی دیوار قلعه، تقریباً به اندازه حصار شهر آتن بوده استقصر شاهی، که در آخرین قلعه درونی بر پاشده بود، دارای صدها اتاق بوده، و مردم نیز خانه‌های خود را بیرون این قلعه‌ها و در کنار آن ساخته بودند.

بنا به در خواست دیااکو، قوم ماد شهرهای کوچکی راکه در آن می‌زیسته‌اند، رها ساخته و در اطراف قلعه شاهی خانه‌های خود را بنا کردند پلی بیوس مورخ یونانی (۲۰۴ تا ۱۳۲ قبل از میلاد) می‌نویسد: در دامان کوه اورنت، (اورنت یا اورنتس = الوند) شهر هگمتانه با قلعه و ارگ مستحکم و حیرت آوری قرار گرفته، و قصر شاهی، در داخل آخرین قلعه آن استوار گردیده‌است.. وضع ساختمانی،آرایش عجیب، و تزییناتی که در آن به کار رفته به نحوی بوده، که توصیف آن مبالغه آمیز به نظر می‌رسد. چوبهایی در آن به مصرف رسیده پوشیده از زر و سیم است. درها، ستونهای و رواقهای آن، با هزاران گونه کنده کاری و نقش و نگار آراسته شده‌اند. یک دیوار بی پیرایه، و یک تیر عاری از زیور، در آن کاخ نیست حتی کاشی‌هایی که زینت بخش «ازاره‌ها» و دیوارهای دورنی قصر است، با پوششی از آب نقره، سیم اندود گشته و همه چوبها از جنس سرو و کاج می‌باشند.

کنزیاس مورخ یونانی و پزشک معروف اردشیر دوم هخامنشی (۴۰۴ تا ۳۰۴۵ قبل از میلاد) می‌نویسد « سمیرامین » ملکه آشور، پس از دیدن وضعیت شهر و موقعیت مناسب آن دستور داده، که برای او در آنجا کاخی بسازند و چون دیده‌است. که در شهر جدید الاحداث کمبود آب وجود دارد، دستور داده تا با صرف هزینه‌ای گزاف، نهری ساخته و آب دریاچه‌ای را که در آن سوی کوه اورنت (الوند) است به این شهر سرازیر نمایند.

ابوبکر احمد بن محمد اسحاق همدانی معروف به این فقیه، در کتاب البلدان خود که در حدود سال ۲۹۰ هجری به تحریر در آمده، به نقل از یکی از دانشمندان پارسی می‌نویسد: «همدان بزرگ‌ترین شهر جبال و حدود چهار فرسنگ در چهار فرسنگ بوده‌است.»

بخت النصر بعد از فتح و ویرانی بیت المقدس ، فرمانده‌ای به نام صقلاب را به قصد تصرف همدان می‌فرستد، ولی وی با عدم موفقیت مواجه شده و طی نامه‌ای به بخت النصر می‌نویسد: من به شهری آمده‌ام دارای بارویی بلند و سرکش و مردمی بسیار و کوی و برزنهای فراخ و رودهای فراوان و ...

پس از انقراض مادها، هر چند هگمتانه مرکزیت نخستین را نیافت، ولی به جهت قرار گرفتن سدر مسیر جاده شاهی، که پارسه ( تخت جمشید) را به سارد متصل می‌کرد، به عنوان پایتخت تابستانی هخامنشیان مورد توجه خاص بود، و از این رو آن را آباد کردند.

در زمانی که داریوش سوم با اسکندر مواجه می‌شود. هگمتانه به صورت ویرانه‌ای بود. ولی داریوش سوم بنا به پیشنهاد یاران خود دستور می‌دهد در میانه شهر، کوشکی بزرگ که آن را ساروق می‌نامیدند، بسازند. در این کوشک سیصد مخفی گاه برای گنجینه و دارایی‌ها برباشد. و برای آن هشت درب آهنین ساختند، که همه دو اشکوبی (دو لختی) و هر اشکوب، به بلندای دوازده گز بود.

چنانکه ملاحظه شد درباره چگونگی احداث و نام بنیانگذاران هگمتانه در بین مورخین یونانی، اتفاق نظر وجود ندارد. مورخین اسلامی نیز دراین زمینه با یکدیگر اختلاف نظر دارند و در مورد محل دقیق آن هم نظریات متفاوتی ارایه شده‌است. گر چه اکثر مورخین، پژوهشگران و باستان شناسان مانند مرحوم مصطفوی، پرفسورگیر یشمن، اشمیت، لوشای و پرادارا، تپه‌ای را که هم اکنون در شهر همدان به نام هگمتانه معروف است، محل اصلی شهر باستانی هگمتانه می‌دانند.

حفاریهای باستان‌شناسی سالهای اخیر در تپه هگمتانه هم مشخص شده‌است، که محل کاخ و بناهای اشاره شده، در تپه هگمتانه کنونی واقع بوده‌است. نتایج حفاریهای تپه هگمتانه – آثار کشف شده حاکی از وجود یک شبکه منظم و پیشرفته آب رسانی در شهر حکومتی مادهاو پارتها می‌باشد در فواصل بین کانالهای آب رسانی، معابری به عرض ۵/۳ متری وجود داشته و کف این معابر، تماماً با آجرهای مربع شکل و به منظمی مفروش بوده‌است. پیشینه حفاریهای علمی ازاین تپه، به سال ۱۹۱۳ میلادی بر می‌گردد که هیشی فرانسوی از طرف موزه لوور پاریس به سرپرستی شارل فوسی، کاوشهایی در تپه هگمتانه انجام داد. ولی نتایج این کاوشها هیچ گاه منتشر نشد.

در طی ۱۰ فصل حفاری انجام شده از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۸، که حدود ۱۴۰۰۰ متر مربع از بقایای این شهر مورد کاوش قرار گرفته یکی از کهن‌ترین دوره‌های تمدن پشری نمایان شده‌است. همچنین یک حصار طولانی به ارتفاع ۹ متر و دو برج عظیم و کم نظیر در درون آن کشف شده، از جمله کاوشهای علمی سال ۱۳۶۲ تا کنون که به سرپرستی آقای دکتر محمود رحیم طراف, به انجام رسیده منجر به شناسایی شهر بزرگی در دل تپه هگمتانه شده‌است. تحقیقات نشان داده که در فواصل ۳۵ متری بین معابر دو سری واحدهای ساختمانی قرار دارد که هر کدام شامل یک هال (حیاط مرکزی) است. با اتاقها و انبارهایی به صورت قرینه در گرداگرد آن، به شکلی که هر واحد ساختمانی فضایی در حدود ۵/۱۷ *۵/۱۷ متر را در بر می‌گیرد. معابر مذکور با عرض ۵/۳ و پس بندی آجری در بخش وسیعی از تپه گسترش داشته، و جهت شمال شرقی به جنوب غربی دارند.

همچنین ادامه کاوشها بخش‌هایی از حصار عظیم شهر به قطر ۹ متر وارتفاع ۸ متر را آشکار ساخته‌است. این حصار در فواصل معین، دارای برجهای عظیم بوده، که هگمتانه قدیم را در بر می‌گرفته‌است. به طور کلی این تپه در طول یکصد سال اخیر بارها مورد حفاری باستان‌شناسان داخلی و خارجی قرار گرفته‌است. از جمله ویژگیهای شهر باستانی هگمتانه معماری و طرح و نقشه منظم این شهر بوده، که در بین آثار باستانی به س دست آمده کم سابقه‌است.

ضمناً در طول حفاریهای انجام شده آثار ارزشمند و بی نظیری کشف گردیده که اغلب متعلق به دوران هخامنشیان و نیاکان آنهاست. تعدادی از اشیاء کشف شده از این تپه در موزه ملی ایران باستان و تعدادی دیگر در موزه‌ها و یا مجموعه‌های خصوصی خارج کشور نگهداری می‌شود.

جایگاه تاریخی همدان:

همدان، اولین پایتخت نخستین تشکیلات حکومتی در ایران بوده، که در آن دوره هگمتانه نامیده می‌شده‌است.

آثار مکشوفه از تپه باستانی هگمتانه و نیز کتیبه‌های گنج نامه آثاری از آن زمان می‌باشند. آثار تاریخی، فرهنگی متعدد موجود در همدان، موجب شد تا در جلسه مورخ ۱۳۷۰/۲/۲ شورای عالی شهرسازی و معماری کشور، همدان به عنوان یکی از شش شهر تاریخی، فرهنگی کشور شناخته شود.

همچنین کاوش‌های باستان‌شناسی انجام شده در تپه گیان نهاوند و وجود تپه باستانی باباکمال و مهاجرت حَبَقّوق پیامبر به تویسرکان، (حدود ۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح) نیز حاکی از قدمت این دو شهر می‌باشد.

 همدان در گذر تاریخ

مهاجرتهای اقوام آریایی نژاد ماد ازحدود ۳۵۰۰ سال پیش به منطقه غرب ایران و محدوده فعلی استان همدان واختلاط و سلوک آنان با اقوام مستقر در منطقه به تدریج منجر به شکل گیری نخستین حکومت فراگیربه مرکزیت هگمتانه (همدان) در فلات قاره ایران گشت و این حکومت در ۶۵۰ قبل از میلاد در اوج اقتدار خود ضمن غلبه بر بزرگ‌ترین قدرت سیاسی و نظامی آن عصر یعنی دولت آشور قلمرو خود ار از شرق به آسیای میانه و در غرب به قلب آسیای صغیر بسط داد. بر اساس نوشته‌های هرودوت ورخ یونانی بدستور دیااکو نخستین پادشاه ماد در هگمتانه (همدان) پایتخت آنان استحکامات عظیمی شامل قلاع تو در تو و قصرهای سلطنتی برپا گشت.

اکثریت محققین علوم تاریخ و باستان‌شناسی را عقیده بر این است که تپه امروزی هگمتانه در دل شهر همدان برجای مانده بقایای همین تأسیسات می‌باشد. این تپه طی چندین سال اخیر مورد کاوشهای باستانشناسی قرارگرفته وکارگاههای کاوش واشیا ﺀ بدست آمده در معرض دید علاقمندان قرار دارد.

همچنین انجام حفاریهای باستان‌شناسی در تپه‌های گودین نزدیک کنگاور و نوشیجان در ملایر گوشه‌هایی از فرهنگ و تمدن اقوام ماد را در این زمان بر ما آشکار ساخته که از جمله آنها می‌توان به نخستین اشکال خط ونگارش و سکه‌های اولیه و مظاهر فرهنگ دینی و معماری ایرانی اشاره نمود.

از دوره هخامنشیان علاوه بر سنگ نبشته‌های میخی گنجنامه همدان تعداد قابل توجهی اشیا ﺀ زرین و سیمین و نیز بقایای کاخهای سنگی بیادگار مانده‌است که علاقمندان می‌توانند از آنها در موزه ملی کشور و موزه تپه هگمتانه بازدید کنند از دوره‌های سلوکی واشکانی در همدان مجسمه شیر سنگی و گورستان پارتی و در نهاوند نشانه‌هایی از یک معبد برجای است.

شهر همدان در دوره ساسانی یکی از ضرابخانه‌های این حکومت بوده وسکه‌های متعددی از این دوره در دست می‌باشد. شهر نهاوند نیز در این زمان دارای اهمیت ویژه‌ای بود و دژ مستحکمی در آن قرارداشت ویکی از مراکز ایالات اسپهبد نشین هفتگانه این دوره بود.

اعراب در یورش به ایران فتح نهاوند را فتح الفتوح نامیدند و گشودن همدان را به سال ۶۴۵ میلادی پس از فتح نهاوند بزرگ‌ترین پیروزی خود بر ساسانیان شمرده‌اند.

از آثار این دوره می‌توان به غار قلعه جوق در فامنین و بقایای قلعه‌ای در همان محل اشاره کرد.

نفوذ و گسترش اسلام درایران تغییرات وتکامل شگرفی را بر پایه تعالیم اسلام واصول هنرها و معماری قدیمی کشور سبب شد. ازاین دوره ۱۴۰۰ ساله در نقاط مختلف استان یادمانهای متعددی برجای مانده که اهم آنها عبارت‌اند از:بنای بسیار زیبا و ارزشمند گنبد علویان از دوره سلجوقی – برج قربان – بقعه استر ومردخای – بقعه خضر از قرون ۷تا۹ هجری در همدان امامزده ازناو از دوره سلجوقی در فامنین – امامزاده هود واظهر در رزن و بقعه حبقوق نبی در تویسرکان از قرن هشتم –امامزاده یحیی – امامزاده حسین و امامزاده اسماعیل د ر همدان و نیز کاروانسرای فرسفج و مدرسه علوم دینی شیخ علیخان زنگنه در تویسرکان – آب انبار وسنگ نبشته‌ای معروف به کتیبه آقاجان بلاغی مربوط به بنای یک سد در اسدآباد – یخچال می‌رفتاح در ملایر وحمام حاج آقا تراب در نهاوند ونیز تعدادی پل شامل پل شکسته (خسروآباد)در اسدآباد- پل کوریجان و آبشینه در همدان پل جهان آباد در فامنین – پل فرسفج ومجموعه بازار در تویسرکان و پل زرامین در نهاوند جملگی از دوره صفوی و بازار, مسجد جامع و میدان امام همدان و بازار ملایر از ابنیه مهم بعداز دوره صفوی.



 آب‌ و هوا و مشخصات جغرافیایی

شهرستان همدان با وسعتی حدود ۴۱۱۸ کیلومتر مربع، از خط الراس رشته کوه الوند تا مرزهای شرقی استان کشیده شده‌است.

شرقی‌ترین نقطه این شهرستان ۴۹ درجه و ۲۷ دقیقه غربی‌ترین آن ۴۸ درجه و ۲۰ دقیقه از نصف النهار گروینچ فاصله دارد و در حد فاصل ۳۴ درجه و ۳۵ دقیقه، تا ۳۵ درجه عرض شمالی واقع شده‌است. شهرستان همدان، از شمال به شهرستان‌های رزن و کبودرآهنگ، از جنوب به تویسرکان و ملایر، از شرق به استان مرکزی و از غرب به شهرستان بهار محدود می‌شود.

در جنوب شهرستان همدان، ارتفاعات کوهستان الوند قرار دارد، که خط الراس این ارتفاعات مرز طبیعی شهرستان‌های همدان و تویسرکان را تشکیل می‌دهد و دشت‌های همدان، قهاوند، دشت نشر و قسمتی از دشت رزن - فامنین در حد فاصل این ارتفاعات قرار گرفته‌اند.

بلندترین نقطه شهرستان همدان در قله الوند با ارتفاع ۳۵۸۴ متر و پست‌ترین نقطه آن زمین‌های عمر آباد با ارتفاع ۱۶۰۰ متر است، که محل خروج رود قره چای می‌باشد. متوسط ارتفاع این شهرستان نیز از سطح دریا حدود ۱۸۲۰ متر است.

این شهرستان بر اساس سرشماری عمومی سال ۱۳۷۵ دارای ۵۶۳۴۶۶ نفر جمعیت و تراکم نسبی ۸/۱۳۶ در هر کیلومتر می‌باشد و از پنج شهر همدان، مریانج، فامنین، جورقان و قهاوند و ۳ بخش و ۱۲ دهستان تشکیل شده‌است و مردم ساکن در مراکز شهرهای آن به فارسی ودر روستاها، عمدتاً به ترکی، فارسی، لری و کردی سخن می‌گویند. آب و هوای همدان سرد است و در فصل زمستان زمین پوشیده از برف می‌شود.تابستان همدان معتدل و زمستان طولانی و سرد و برفی است.

 شخصیت‌های معروف

همدان جایگاه بزرگانی چون حکیم بوعلی سینا و دیگر دانشمندان، عارفانی چون بدیع الزمان، ابوالوفا حافظ، عین‌القضات همدانی و شاعرانی چون میرزاده عشقی، غبار، عراقی، مفتون همدانی، غمام، صابر و باباطاهر عریان و نام‌آوران معاصری چون شیرین عبادی 

 دانشگاه‌ها

یکی از قطب‌های علمی ایران از نظر میزان دانشجوی شاغل به تحصیل می‌باشد و حدوداً دارای ۱۰۰۰۰ دانشجو است.

 آثار تاریخی, مکان‌های توریستی و مراکز فرهنگی هنری

 آثار تاریخی

آرامگاه بوعلی سینا دانشمند و طبیب ایرانی کتاب قانون وی یکی از کتب مشهور وی است.

آرامگاه باباطاهر - گنبد علویان - بقعه استرومرخای - برج قربان - تپه هگمتانه - غار علی‌صدر-کتیبه‌های گنجنامه- مجسمه شیر سنگی - بازار همدان- قبر اسکندر -مسجدجامع همدان -کلیسای پروتستان - کلیسای رافاییل -خانه شهبازیان-میدان امام خمینی-قلعه دختر(قیزقلعه سی)-تپه پیسا-تپه مصلی-عمارت باغ نظر -گورستان پارتی- بقعه خضر -آرامگاه عارف قزوینی -سرای قلمدانی .

آرامگاه باباطاهر در همدان
آرامگاه باباطاهر در همدان

 مکان‌های توریستی, مناظر طبیعی و دیدنی

تپه عباس آباد, دره امامزاده کوه[دره ماوشان ],تپه حاج عنایت , پل کوریجان, پیست اسکی تاریک دره و آبشینه. نیز می‌توان از غار زیبای علی‌صدر, آبشار گنجنامه , باغهای مصفای دامنه الوند به ویژه درهٔ عباس آباد و دره مراد بیگ, غار قلعه جوق, سد اکباتان و پارک مردم سخن به میان آوررد.لازم به ذکر است بوستان تازه تاسیس و ۴۸ هکتاری ارم در بلوار ارم از مکان‌های توریستی همدان است. آثار و مکان‌های مذهبی

امامزاده عبدالله -امامزاده یحیی – امامزاده حسین - امامزاده اسماعیل - امامزاده محسن -امامزاده هادی ابن علی -امامزاده اسماعیل و امامزاده اهل بن علی.

 هتل‌ها و مراکز اقامتی

  • هتل پارسیان ارم
  • هتل بوعلی
  • هتل باباطاهر
  • هتل آرین
  • هتل یاس
  • هتل مرمر
  • هتل خاتم

 پارک‌ها

  1. بوستان ۵۰ هکتاری و شهربازی ارم
  2. پارک‌مردم(لوناپارک)و شهربازی
  3. مجتمع تفریحی عباس آباد و تله سی
  4. پارک جنگلی گنجنامه و تله کابین
  5. پیست اسکی تاریک دره
  6. پارک‌کودک
  7. پارک جنگلی سداکباتان و دریاچه سد
  8. پارک شیر سنگی
  9. پارک شهرک مدنی

و پارکهای محله‌ای شامل:

  1. پارک اعتمادیه
  2. پارک زنبق
  3. پارک چمران
  4. پارک لادن
  5. پارک مریم
  6. پارک حجازی  سینماها و سالن‌های تیاتر و نمایش
  7. سینما فلسطین
  8. سینما قدس
  9. تالار فجر
  10. سینما کانون
  11. مجموعه فرهنگسرای بوعلی

 موزه‌ها و مراکز فرهنگی هنری] موزه تاریخ طبیعی همدان

تاریخچه :

موزه تاریخ طبیعی همدان، در راستای تأمین اهداف علمی، آموزش و پرورش دانشگاه بوعلی سینا، در سال ۱۳۵۱ خورشیدی به همت آقای جعفر محمد علی زاده بنیانگذاری شده‌است، و تا کنون نیز با مدیریت ایشان اداره می‌شود. این موزه با الگوها و استانداردهای بین المللی طراحی و تکمیل شده‌است. و نه تنها در سطح ایران بلکه در سطح خاور میانه و حتی جهان مطرح می‌باشد. محل آن در فضای دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا در انتهای چهار باغ آزادگان منشعب از میدان مدرس واقع شده‌است، و با زیر بنای تقریبی ۲۰۰ متر مربع در سه تالار جداگانه و به‌هم‌پیوسته جای داده شده‌است.

اکتشافات:

توجه به اکتشاف، بیانگر پوپایی و بالندگی یک موزه می‌باشد. و موزه تاریخ طبیعی همدان نیز درطول فعالیت ۲۸ ساله خود برخی از نمونه‌های را برای اولین بار در کشور کشف نموده‌است. و البته اثبات جدید بودن آنها در سطح جهان نیاز به تحقیق و بررسی بیشتری دارد. برای نمونه کشف ۵ گونه جدید از ماهی‌های خلیج فارس و چند نمونه از سنگواره‌ها است، که برای اولین بار توسط این موزه گزارش شده‌است. در حال حاضر علاوه بر گردشگران و پژوهندگان، سالانه گروه‌های زیادی از نفر دانشجویان و دانش آموزان از این موزه دیدن می‌کنند.

سالن شماره ۱:

در این سالن نگاره‌های سنگی کشف شده از مناطق مختلف ایران به توسط گروه تحقیق موزه و سفالینه‌ها، و دست سازهای مفرغی و سکه به نمایش در آمده، که مبین برداشت دقیق انسان ایرانی و علاقمندی وی به طبیعت اطراف خود بوده‌است. همچنین حدود ۳۰۰ مورد صحنه سازی از طبیعت وحش ایران به معرض دید عموم کذاشته شده‌است.

سالن شماره ۲ :

این سالن بیه آبزیان اختصاص دارد و شامل دو بخش جدا از هم است: در بخش اول: آکواریوم انواع ماهیان زینتی آب شیرین مناطق گرمسیری است، که در حال حاضر تعدادی از آنها به صورت محدود و در حد تحقیقات در موزه نگهداری می‌شوند. همچنین راه اندازی آکواریوم ماهی‌های آب شور و نیز احداث آکواریوم بزرگ و قابل رقابت با انواع بین المللی آن حاوی انواع گوناگون آبزیان، در دست مطالعه می‌باشد. بخش دوم: شامل آبزیان فیکسه شده‌است. در این قسمت نمونه‌های کمیاب و نفیسی از انواع آبزیان، خزندگان، و پستانداران، به صورت فیکسه شده در داخل محول و یا به صورت «تاکسیدرمی» شده قرار دارد.

سالن شماره ۳ :

در این سالن مجموعه‌ای از نمونه‌های کانی و فسیلی و سنگهای رسوبی به جای مانده از ادوار مختلف زمین‌شناسی ایران، جمع آوری شده‌است، که گر چه فشردهای از نمونه‌های کانی و فسیلی ایران است، لیکن غنی‌ترین مجموعه‌های مشابه داخل کشور است.

 موزه هگمتانه

موزه هگمتانه در شرق تپه باستانی هگمتانه و جنب گودال معروف فرانسویها قرار دارد.

ساختمان این مکان که پیشتر مدرسه پرورش نامیده می‌شد,در طی تغییرات وتعمیراتی به منظور ایجاد یک موزه موقت به بهره برداری رسیده‌است و مجهز به آزمایشگاه و کارگاه عکاسی می‌باشد.

اشیای موزه مشتمل بر دوبخش اختصاصی واستانی است.

در این مجموعه آثار سنگی ,سفالی,استخوانی وفلزی از دوره‌های پیش وپس از اسلام به نمایش در آمده‌است. در راهرو و تالار سمت راست موزه, اشیای یافته‌شده از هگمتانه نگهداری می‌شوند. از برجسته‌ترین این آثار می‌توان به پایه ستونهای متعلق به کاخهای هخامنشی از جمله شالی ستون مربوط به دوران اردشیر دوم با متن میخی,دو مهر استامپی سنگی وشیشه‌ای مربوط به دوران قبل از اسلام وسرگاو از جنس سفال متعلق به دوران هخامنشی اشاره کرد. همچنین مجموعه‌ای از اشیای باستانی در سالهای پیش از انقلاب به صورت حفارهای غیر قانونی از خاک خارج شده‌اند که آنها را منسوب به هگمتانه می‌دانند و اکنون در موزه ملی و بعضی در موزه‌های خارج از کشور نگهداری می‌شوند. مجموعه تابوتهای سنگی وسفالی مربوط به دوره پارتیان که از میدان شیر سنگی بدست آمده اند, خمره‌ها وسنگهای تزیینی با نقوش زیبا وسنگ قبرهای دوران مختلف اسلامی, شاخص‌ترین نماینده‌های آثار کشف شده استانی می‌باشند که در سالن مرکزی وراهروی سمت چپ موزه قرار داده شده‌اند.






 راه‌های همدان

  1. راه اصلی تهران – همدان به درازای ۳۴۱ کیلومتر که از قزوین میگذرد و ۲۰۰ کیلومتر آن آزادراه و بزرگراه است.
  2. بزرگراه تهران- همدان که از ساوه میگذرد.
  3. بزرگراه تهران – کرمانشاه-خسروی که همدان در کیلومتر ۳۷۵ این مسیر قرار دارد.
  4. راه اصلی تهران – سنندج که همدان در ۳۴۳ کیلومتری این مسیر قرار دارد.
  5. راه اصلی تهران - ایلام که همدان در همین مسیر قرار گرفته‌است
  6. راه اصلی سنندج – همدان به طول ۱۸۲ کیلومتر
  7. راه اصلی تبریز-زنجان – همدان- اهواز به طول ۲۷۵ کیلومتر

 سوغات همدان

سفال و سرامیک، چرم و کالای چرمی، فرش، گلیم و جاجیم، انگشت پیچ، سیر تند، شیر شیره، قیسی، مویز، شیره انگور، کماج، حلوا زرده.] صنایع دستی

صنایع دستی به ویژه از نظر صنایع چرمسازی , قالیبافی و گلیم بافی و به ویژه با توجه به وجود شهر لالجین به عنوان قطب سفال سازی و سرامیک کشور محسوب می‌شود. جستارهای وابسته



 

استان همدان

استان همدان

مرکزهمدان
شهرستان‌ها

اسدآباد | بهار | تویسرکان | رزن | کبودرآهنگ | ملایر | نهاوند | همدان

شهرها

ازندریان | اسدآباد | بهار | تویسرکان | جورقان | جوکار | دمق | رزن | سامن | سرکان | شیرین‌سو | صالح‌آباد | فامنین | فرسفج | فیروزان | قروه درجزین | قهاوند | کبودرآهنگ | گل‌تپه | لالجین | مریانج | ملایر | نهاوند | همدان 

نقاط دیدنی

آبشار گنجنامه | آتشکده نوشیجان | آرامگاه باباطاهر | آرامگاه بوعلی‌سینا | امامزاده یحیی | پیست اسکی الوند | تالاب پیرسلیمان | تپه باستانی هگمتانه | سد اکباتان | سرآب گیان | غار علیصدر | گنبد حیقوق نبی | مجسمه شیر سنگی | مقبره باباپیره | موزه تاریخ طبیعی همدان 




پایتخت‌های ایران

ماد:هگمتانه (همدان)
هخامنشیان:شوش | پاسارگاد
اشکانیان:دامغان | اشک‌آباد | تیسفون
ساسانیان:تیسفون
طاهریان:بخارا | نیشابور | مرو
صفاریان:زرنج
سامانیان:بخارا
علویان:طبرستان
زیاریان:اصفهان
بوییان:همدان | ری | شیراز
غزنویان:غزنین
سلجوقیان:نیشابور | اصفهان
خوارزمشاهیان:سمرقند | گرگانج
ایلخانیان:مراغه | تبریز
تیموریان:سمرقند | هرات
صفویان:اردبیل | تبریز | قزوین | اصفهان | ساری
افشاریان:مشهد
زندیان:شیراز | کرمان
قاجاریان:ساری | تهران
پهلوی:تهران

  


 
نو باوگان
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٤   کلمات کلیدی:

 
کورش
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱۳   کلمات کلیدی:
کورش
ازشهر زادگاه كورش هرچه ميدانيد بگو ييد ...............
متن وصیت نامه  کورش  را برایم  بفرستید..................
بنام خدایی که کوروش را آفرید

× فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و
مومیایی به خـاک سپارند تـا اجزای
بدنم خـاک ایـران را تشکیل دهد ×

((کوروش بزرگ))

 
ميدان مرکزی همدان
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱۳   کلمات کلیدی:

 (میدان امام) این شهر توسط مهندسان آلمانی طراحی شده و به نقشه شعاعی معروف است که ۶ خیابان اصلی بطور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده و بلوارها بصورت رینگهای اول و دوم آنها را منقطع کرده که در نوع خودکم نظیر است و در ابتدای هر خیابان اصلی دو گنبد نقره‌ای رنگ به تعداد ۱۲ گنبد بنام هر امام معصوم تعبیه شده‌است که نشانگر مذهبی بودن و شیعی بودن این شهر از دیرباز می‌باشد.


 
سیصد
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱۱   کلمات کلیدی:


نمی‌دانم شما جزو کدام دسته‌اید؟ شاید نسخه‌ پرده‌ای فیلم را از همین دی‌وی‌دی‌فروش‌ها خریده‌اید و کل فیلم حرص خورده‌اید که این چه تصویری است که از هموطنان هم‌نژادانتان ارائه شده است. شاید هم هنوز فیلم را ندیده‌اید و خبرها و حواشی‌اش به گوشتان رسیده باشد و کلی از شنیدن تصویر ارائه شده از پارسیان ناراحت شده‌اید. شاید هم جزو دسته سوم هستید و دلمشغولی‌هایتان آن‌قدر زیاد است که نه تنها صدای دی‌وی‌دی‌فروش‌های کنار خیابان را نشنیده‌اید بلکه وقت خواندن روزنامه هم نداشته‌اید پس اگر جزو این دسته هستید یکبار دیگر داستان را به طور مختصر تعریف می‌کنم، فیلم سینمایی 300 به کارگردانی ژاک اشنایدر ساخته شده است.
یک فیلم هالیوودی که می‌خواهد داستان جنگ ترموپیل را بیان کند و داستان فیلم مربوط می‌شود به مقاومت 300 نفر سرباز اسپارت پادشاه در مقابل ارتش یک میلیون نفری خشایارشا! در این فیلم ایرانی‌ها از قومیت‌ها و نژادهای مختلف تشکیل شده‌اند. افراد پلید و زشت و با چهره‌های مغولی که بعضی از آنها تمام صورتشان را با ماسک‌های فلزی پوشانده‌اند و تنها سوراخی برای لب‌ها و چشم‌هایشان وجود دارد. اما اسپارت‌ها انسان‌های محترمی هستند که با تصویر و معیار یک خانواده آمریکایی در قرن بیست و یکم برابری می‌کنند. پایان فیلم هم مثل همه داستان‌ها موفقیت از آن آدم‌های خوب است، گروه پلید و بی‌بنیان ایرانی از بین می‌رود و یونانی‌ها با سپاهی کوچک آنها را شکست می‌دهند!
300 نه‌تنها یک روایت تاریخی را تحریف می‌کند بلکه به‌طور واضح و آشکار به ایرانی‌ها و نژادشان توهین می‌کند! برای نشان دادن این تحریف و توهین چه کرده‌ایم؟ طومارهایی را که برای درست کردن نام خلیج‌فارس‌مان که در مجله نشنال جئوگرافیک خلیج‌عربی نوشته شده بود را یادتان هست چندبار امضا کردیم؟! می‌خواهیم ببینیم این‌بار برای فیلم 300 چه کرده‌ایم، باز هم سراغ جوانان و وبلاگ‌هایشان می‌رویم. کافی است در جست‌وجوگر گوگل تنها بنویسید فیلم 300 دوازده صفحه جلویم باز می‌شود. هر کس که فیلم را دیده برای نشان دادن اعتراضش راهکاری را پیشنهاد داده است، از امضای طومارها گرفته تا کشیدن نقاشی‌ها و کاریکاتور با موضوعیت ایران‌باستان. استفاده از بمب‌ گوگلی با پیشنهاد سایت‌ پندار آغاز شد. به این صورت که هر فرد در وبلاگش با قرار دادن لینک300 the movie باعث شود تا سایتی که با همین نام توسط بچه‌ها ساخته شده در این ایام در صفحه اصلی جست‌وجوی گوگل قرار بگیرد و بتوانیم از این طریق اعتراض خودمان را بیان کنیم، پیشنهاد دوم را خیلی از وبلاگ‌ها مطرح کرده‌اند. برای اعتراض به فیلم 300 اینجا کلیک کنید. باید مشخصات کاملت را بنویسی، تایید کنی تا جزو اعتراض‌کنندگان حساب شوی. وبلاگ لوگوماهی پیشنهاد جالب‌تری داده است.
پیشنهاد دیگری را بخوانید:ساده‌ترین کاری که می‌شد کرد نوشتن طومار اعتراضی است. البته یک نمونه از اینها تا به حال به شرکت سازنده فیلم نوشته شد اما به نظر من این کار برای برخورد با این قضیه درست نیست. از یک طرف هیچ خلاقیتی در نوشتن طومار وجود ندارد، برای مقابله با این موضوع باید خیلی هوشمندانه عمل کرد. در غیر این صورت تصویری که از خودمان ارائه می‌دهیم تصویر یکسری آدم غرغرو است که هیچ ذوق و ابتکاری ندارند. استفاده از بمب گوگلی پیشنهاد خوبیه اما چه جور اطلاعاتی توی صفحه بریزیم هم مهم است. خیلی‌ها حوصله خواندن مطالب طولانی و تاریخی را ندارند اما فکری که به نظر من رسید این است. تمام نقاش‌های ایرانی که مایلند و می‌توانند، یک نقاشی بکشند با تم ایران‌باستان که این نقاشی‌ها را به شکل یک گالری در صفحه قرار دهیم این کار از چند جهت خوب است. یکی اینکه طرفدارهای فیلم 300 که طرفدار کمیک استریپ هم هستند «فراموش نکنید که فیلم 300 از روی کتاب داستانی مصور فرانک میلر ساخته شده است.» دوم اینکه خیلی از آدم‌ها ترجیح می‌دهند به یک نقاشی نگاه کنند تا یک مقاله خشک و جدی را بخوانند. حتماً به دوستان بگویید که در وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌هایشان لینک بگذارند.
حالا در سراسر وبلاگستان، بمب‌های گوگلی کار می‌کنند اما خیلی از جوانان وبلاگی هم علاقه‌ای به ساختن بمب‌های گوگلی و امضای طومار ندارند. «نادیده‌گرفتن بهتر از جنجال و طومار و گوگل‌بازی است. اینها نتیجه عکس دارد. این فیلم، فیلمی قابل‌اعتنا و مطرح نیست که آن را بزرگ کنیم. دوم اینکه کمی باید تحمل کنیم، غیرتی نشویم و گمان نکنیم که با هر فیلم و کاریکاتور و نوشته‌ای باید زود از کوره در رفت. گیرم که خطا می‌گویند. بگذار آن‌قدر بگویند که گلویشان پاره شود.»
برگرفته از وبلاگ آب و گل
البته بعضی از دوستان هم معتقدند تصویر ارائه شده از ایرانیان در فیلم 300 حقیقی است و باید قبول کنیم؛ «من تعلقی به هخامنشیان ندارم. من تعلقی به گذشته ندارم. ما الان چی داریم که بهش بنازیم غیر از گذشته که آن هم متعلق به ما نیست. من به گذشته نمی‌نازم. ایران ما همین است که هست. راستی ما چرا فکر می‌کنیم سربازان سپاه خشایار به بدی، هرزگی و وحشیگری فیلم 300 نبوده‌اند؟ چرا فکر می‌کنیم خود خشایارشا ـ که ظاهراً در مورد لباسش درست تحقیق نشده بود- آدمی اهل حرمسرا و عیش و نوش‌ نبوده است.»
برگرفته از وبلاگ بلوط
دانشجویان در دانشگاه‌ها چه کرده‌اند، توی دفتر انجمن اسلامی دانشگاه نشسته است. وقتی از واکنشش نسبت به فیلم 300 می‌پرسم، هیجان‌زده می‌شود. تمام دوستانش را مجبور کرده که در پررنگ‌کردن اعتراضات و بمب گوگلی شرکت کنند.
می‌گوید: «روی دیوارهای دانشگاه هم چند تا اطلاعیه زدم و آدرس وبلاگ‌ها را دادم.» وقتی می‌پرسم چرا این کار را کردی، می‌گوید: «من دوست دارم همه دنیا فکر کنند ما وحشی هستیم. خب این حق من بود که اعتراض کنم.» بعد کمی مکث می‌کند و می‌گوید: «حق، گرفتنی است.» دختری به دیوار تکیه داده و داخل حیاط دانشکده درس می‌خواند. یک کتاب قطور و بزرگ دستش است. اصلاً اسم فیلم را هم نشنیده است. وقتی می‌گویم «توی اینترنت هم راجع به این موضوع چیزی نخوانده‌اید؟» لبخند می‌زند و می‌گوید: «من در اینترنت فقط مقاله سرچ می‌کنم. راستش تا چند ساعت دیگر امتحان دارم.» این را می‌گوید که خداحافظی کنم اما موضوع فیلم را برایش می‌گویم و می‌پرسم اعتراض می‌کنی؟ باز هم با همان خونسردی اول لبخند می‌زند و می‌گوید: «خب که چی بشه؟ مگه اعتراض ما به گوش کسی می‌رسه»!؟ شما جزو کدام دسته هستید؟!

 

 

 

 



 
۳۰۰
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱۱   کلمات کلیدی:
 بيش شنيده و خوانده‌ايد كه هاليود، بزرگترين كمپاني ساخت فيلم، با ساخت فيلم 300 و تحريفي بزرگ از تاريخ باستان، چهره‌اي كاملا مخدوش و غيرواقعي از ايرانيان به تصوير كشيده است. فيلم در زماني كوتاه و به سرعت ساخته شد و اكنون در 4 هزار سالن سينماي آمريكا در حال نمايش است. در اين روزها اعتراض‌هايي را در رسانه‌ها مي‌خوانيم و مي‌شنويم كه بايد آن‌ها را پاس داشت. نمي‌توان اين فرضيه را ناديده گرفت كه در پس ساخت اين فيلم، اغراض سياسي نهفته است و آن‌ها با اين فيلم پيام مي‌دهند: «براي پيروزي مهيا شويد!» و ايراني را وحشياني معرفي مي‌كنند كه بايد كمر به سركوب آنان بست و در صدد دامن زدن هر چه بيشتر تقابل جهاني مخصوصا دنياي غرب با ايران هستند. اجازه بدهيد بپذيريم اين فرضيه صد در صد اثبات شده است و سهم آن‌ها را در ساخت اين فيلم كاملا سياسي و مغرضانه و با اهدافي خبيثانه ارزيابي كنيم. اما اين بخشي از واقعيت است و ضروري است نگاه از بيرون را به نگاه از دورن بازگردانيم سوزني به خود زنيم و با مرور بخشي از رفتارمان دريابيم كه از ماست كه برماست
اول/ مرحوم مدرس بر آن بود كه «ديانت ما عين سياست ماست و سياست ما عين ديانت ما» و در اين باره تأكيد مي‌كرد كه ديانت ما مبتني بر رحمت و عطوفت و دوست داشتن است و سياست ما نمي‌تواند جز اين باشد. ما براي نشان دادن چنين عطوفتي چه گام‌هايي برداشته‌ايم؟ نمي‌خواهم بگويم مسؤولان ما چه كرده‌اند، مقصودم جامعه است كه مسؤولان نيز بخشي از آن هستند؛ هر چند نقش آنان مي‌تواند مؤثرتر و پررنگ‌تر باشد و از اين رو، سهم‌شان نيز بيشتر خواهد بود. جامعه‌ي ايراني چه گامي براي نشان دادن عطوفت نهفته در فرهنگش كه در آموزه‌هاي ايراني و ديني‌اش موج مي‌زند برداشته است. بارها و به كرات ديده‌ام كه غربيان در گوشه‌ي خيابان به نزاع بيهوده‌ي برخي راننده‌ها و مردم بر سر كوچكترين مسائل كه با چشم‌پوشي اندك و گذشت مي‌توانست شكل نگيرد، خنديده‌اند و به تمسخرمان گرفته‌اند. بگذريم از اين كه آنان در نقد رفتار سياسي‌مان ما را ناتوان از شكل‌دادن به روابط دموكراتيك ارزيابي مي‌كنند و حذف تام يكديگر را الگوي كنش سياسي‌مان دوم/ ما چه گام مشخصمي‌دانند و براي آن مثال‌هاي متعدد نيز مي‌آورند و مثبتي براي تقويت فرهنگ ايران در معناي عام آن و نه خرده‌فرهنگي خاص برداشته‌ايم. اساسا برخي از فعاليت‌ها و مواضعمان در جهت مخالفت با رواج اين فرهنگ باستان كه مملو از آموزه‌هاي انسان‌دوستانه است، بوده است؛ تو گويي اين فرهنگ هيچ ارتباطي با اين مرز و بوم نداشته است. كدام خيابان نامي از ايران باستان را بر خود دارد. همين كافي است تا دريابيم كه ما خود در صدد حذف و كم‌رنگ كردن آن دوران شكوفا در تاريخ اين سرزمين بوده‌ايم. وقتي ما چنين به خود بي‌حرمتي مي‌كنيم و احترام گذشته‌مان را نگه نمي‌داريم و براي ترويج آن گامي برنمي‌داريم و گاه به كراهت و مخالفت از آن ياد كرده‌ايم، چه جاي اعتراض به ديگران؟ شهيد مدرس كه رحمت واسعه‌ي الهي بر روانش باد معتقد بود ما بايد وطن‌خواه باشيم و وطن‌خواهي يعني دوست داشتن ارض آن و كساني كه در آن ارض ساكن بوده و هستند. او حتي از انوشيروان نيز به نيكي ياد مي‌كرد و گذشته‌ي باستاني خود را به دور نمي‌ريخت
سوم/ ما تا چه حد بر همگرايي‌هاي ملي، فارغ از لحظات نيازمان و استفاده‌ي ابزاري از آن، چه در سخن و چه در عمل، تلاش كرده‌ايم. اجازه‌ بدهيد با صراحت بگويم كه ما صدها نشريه‌ي قومي(قوم‌گرا) در دانشگاه‌ها و ده‌ها هفته‌نامه‌ي قومي (با انتشار محلي كه وجودشان ضروري‌ است) داريم، ولي دريغ از يك نشريه‌ي ملي‌گرا(نه به معناي باستاني‌گرا). حتي انتشار نشريه‌هاي ملي‌گرا و شكل‌گيري گروه‌هايي چنين را در دانشگا‌ه‌ها نيز برنمي‌تابيم و با آن برخورد مي‌كنيم، چه رسد در سطح جامعه. چنين فضايي موجب ضعف نهادهاي مدني در پاس‌داشت فرهنگ ايراني شده است
چهارم/ ما در اين سال‌ها براي همه چيز، چه با اهميت و چه بي‌اهميت، ميليون‌ها تومان پول براي برگزاري انواع سمينارها و همايش‌ها خرج كرد‌ه‌ايم. حتي گفته مي‌شود از پول ملت براي حضور نژادپرستان امريكايي در كشور خرج كرده‌ايم، ولي دريغ از يك سمينار براي شناخت فرهنگ ايران باستان. دريغ از برگزاري جشن و يادبودي از آن دوران. كاش فقط دريغ بود. ما چنان به جان آن رسوم افتاديم كه اكنون از محتوا تهي‌شان كرده‌ايم. فقط به همين چهارشنبه سوري بنگريم كه به جهت تقابل‌ها و مخالفت‌هاي بي‌ثمرمان، اكنون فقط نامي از آن باقي مانده است و خشونت و ديگر آزاري مسلط شده بر آن. چهارشنبه‌سوري زماني يكي از محور‌هاي گسترش دوستي و محبت و انسجام اجتماعي و همبستگي ملي بود، و اكنون لحظاتي براي خوش‌گذراني ساديستيك شده است و از اين كه زير پاي رهگذران ترقه مي‌تركانيم و شب‌هنگام و ديروقت صداي نارنجكمان محله را به لرزه درمي‌آورد، لذت مي‌بريم و جالب‌تر آن كه پنهان مي‌شويم و يا به دنبال كسي مي‌گرديم كه چنين كرده‌ است! اين تهي‌شدن در ابعاد ارزشي و اخلاقي نيز خود را نشان مي‌دهد
پنجم/ «خواست خدا در زمين آشوب نيست، بلكه صلح، نعمت و حكومت خوب است». اين جمله‌اي از سنگ‌نوشته‌اي از سخن خشايار شاه است كه اكنون در تخت جمشيد نگهداري مي‌شود. آيا ما توانسته‌ايم اين انديشه‌ي او را به نيكي پاس داريم كه اكنون خواهان پاس‌داشت ديگراني هستيم كه از هر فرصتي براي تقابل با حيثيت و وجود اين مرز و بوم تلاش مي‌كنند؟ بياييد با گذشته‌مان دوست شويم، و با احترام به آن اجازه ندهيم ديگران به آن بي‌حرمتي كنند
...


 
کشتی داريوش
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱۱   کلمات کلیدی:
تلاش برای يافتن ناوگان جنگی ايران باستان

باستان شناسان پروژه اکتشافی را برای يافتن بقايای يک ناوگان دريايی ايران باستان، که در يک طوفان شديد در سال 492 پيش از ميلاد مسيح در حوالی يونان نابود شد، آغاز کرده اند.

اين گروه تحقيقی در جريان جستجو برای اين ناوگان جنگی غرق شده، که توسط داريوش پادشاه ايران در دوران هخامنشی برای کشور گشايی به يونان اعزام شده بود، دو کلاه خود و يک سرنيزه را در قعر آبهای نزديک کوه آتوس، در شمال شرقی يونان، پيدا کردند.

اين پروژه اکتشافی با همکاری "انستيتو باستان شناسی کانادا" و "خدمات باستان شناسی يونان" انجام می شود.

کاترينا دلاپورتا، کارشناس يونانی، با همکاری دکتر واشمن از کانادا، هدايت اين ماموريت اکتشافی را برعهده دارد.

کارشناسان اشيای عتيقه در ماه ژوئن سال جاری ميلادی برای يافتن ديگر بقايای کشتی های جنگی ايرانی به اين محل باز خواهند گشت.

دکتر رابرت هولفلدر، باستان شناس در دانشگاه کلورادوی آمريکا، به بی بی سی گفت در اين منطقه لاشه های زيادی از کشتی های قديمی وجود دارد.


ظروف سفالی کشف شده ظاهرا متعلق به يک کشتی غرق شده است

او توضيح داد: "معمولا، اول لاشه کشتی پيدا می شود بعد باستان شناسان منشا تاريخی آن را رديابی می کنند، اما اين بار برای تحليل يک واقعه تاريخی به دنبال بقايای يک کشتی هستيم."

سرنخ تاريخی

هرودوتوت، تاريخ نويس يونانی قرن پنجم پيش از ميلاد مسيح، در کتاب خود تحت عنوان "داستان هايی از تاريخ"، حادثه فاجعه بار دريايی سال 492 پيش از ميلاد مسيح را شرح داده است.

هرودوت در اين کتاب می گويد که ناوگان جنگی ايران به کوه آتوس برخورد کرده و متلاشی شده است.

اين گروه از باستان شناسان سال گذشته در حين تحقيقات در لاشه يک کشتی، ظروف سفالی را پيدا کردند که در آن سالها برای حمل مواد غذايی استفاده می شده است.

هنوز معلوم نشده است که آيا اين لاشه کشتی با فاجعه تاريخی سال 492 پيش از ميلاد، ارتباطی دارد يا نه.

باستان شناسان همچنين سرنيزه ای از جنس برنز را پيدا کرده اند.


کاترينا دلاپورته سرنيزه کشف شده را در دست دارد

در سال 1999 در همين مکان دو کلاه خود متعلق به دوران يونان باستان، توسط ماهيگيران از آب بيرون کشيده شده بود.

يک هشت پا صاحب اين سرنيزه بوده است!

ظاهرا، يک هشت پا اين سرنيزه را همراه خود به درون ظرفی برده بوده که به عنوان لانه از آن استفاده می کرده است.

نتيجه اين جستجوها می تواند به اختلاف نظرهايی که در مورد نحوه ساخت اين ناوهای جنگی باستانی وجود دارد، پايان دهد.

بازيافت کشتی ها

در جنگهای دريايی در دوران باستان، طرفی پيروز می شده که دماغه کشتی دشمن را با کوبه های سنگين برنزی خود خرد می کرده است.

تا کنون لاشه ای از کشتی ها جنگی باستانی يافت نشده و بنا به گفته برخی باستان شناسان، هر چند که شايد بقايای اين کوبه های سنگين برنزی را بتوان پيدا کرد، اما احتمال اين که تحقيقات اکتشافی جاری به کشف يک کشتی جنگی منتهی شود، بسيار ضعيف است.


باستان شناسان با استفاده از زيردريايی های کوچک بستر دريا را جستجو می کنند

مايکل ود، از اعضای گروه اکتشافی ناوگان جنگی ايران باستان، به بی بی سی گفت: "احتمال پيدا کردن يک کشتی جنگی بسيار ضعيف است، چون اين نوع کشتی ها سبک وزن بودند و غرق نمی شدند."

با اين حال دکتر هولفلدر گفت باستان شناسان همواره به اميد پيدا کردن يک کشتی جنگی باستانی هستند و در اين تحقيقات شايد لاشه کشتی های باربری که کشتی های جنگی را همراهی می کردند، پيدا شود.

در متون کلاسيک آمده که در آن زمان، کشتی های جنگی آسيب ديده را برای استفاده دوباره از آب می گرفتند و با انتقال به خشکی آنها را تعمير می کردند.

حدود 20 هزار نفر از نيروهای داريوش پادشاه ايران در دوران هخامنشی، در آن فاجعه دريايی جان خود را از دست دادند.

اين فاجعه در شرايی رخ داد که ايران به فتح سرزمين اصلی يونان و افزودن آن به امپراطوری ايران باستان اميد داشت.


 

 
کورش
ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٠   کلمات کلیدی:
بنام خدایی که کوروش را آفرید

×
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و
مومیایی به خـاک سپارند تـا اجزای
بدنم خـاک ایـران را تشکیل دهد ×

((کوروش بزرگ))

 
كورش
ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٠   کلمات کلیدی:
صحه گذاري بر پيامبري "كوروش كبير" در شبكه چهار سيما

پس از اعلام اعتراض هاي ايرانيان سراسر جهان نسبت به توليد و اكران فيلم جنجالي "300" صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران نيز با برگزاري ميزگردها و تهيه برنامه هايي در اين زمينه به اين موج گسترده پيوست.

در اين برنامه ها كه از شبكه تلويزيوني از جمله شبكه هاي دو، چهار و شش سيما و شبكه هاي مختلف راديويي پخش شد، ضمن انعكاس اعتراض ها، به ارائه مستندات موجود در اين باره و نيز دلايل و اهداف فراهم آمدن زمينه ساخت چنين فيلم هايي پرداخته شد.

سعيد ابوطالب ، فيلمساز و نماينده مجلس با اشاره به عقده فروخفته غرب در برابر تاريخ وتمدن ايران گفت: آنها صرفا با نظام جمهوري اسلامي و حتي اسلام دشمني ندارند بلكه با تاريخ، فرهنگ و تمدن كهن ايراني مشكل دارند .

وي كه درميزگرد شبكه دوم سيما سخن مي گفت، افزود: در حال حاضر با اينكه ايران كشوري داراي اقتدار "نسبي" است و هنوز تا قله هاي پيشرفت راه درازي در پيش دارد، آنها پتانسيل تبديل دوباره ايران به يك ابرقدرت جهاني را ديده و نسبت به آن نگرانند.

از سوي ديگر علي معلم ـ منتقد و كارشناس سينما ـ نيز كه به صورت تلفني در اين ميزگرد شركت كرده بود، از كم كاري بخش فرهنگ و هنر در شناساندن تاريخ و تمدن بزرگ ايران به دنيا انتقاد كرد.

وي همچنين گفت: تشبيه فيلم "300" به فيلم "اسكندر" نادرست است، چون آن فيلم در مقايسه با فيلم "300" فيلم محترمانه اي محسوب مي شود.

شبكه چها سيما نيز با پخش فيلم "اسكندر" (ساخته اليور استون ـ محصول 2004) اين فيلم را با حضور سه نفر از اهالي سينما يعني اكبر عالمي، جواد طوسي و نادر طالب زاده به بحث گذاشت.

در اين ميزگرد اكبر عالمي ـ مدرس سينما ـ با اشاره به مستنداني درباره تاريخ و تمدن ايران با اشاره به اينكه در برخي كتب آسماني نام "كوروش" در شمار 124 هزار پيامبر الهي ذكر شده است، گفت:با توجه به شواهد و قرائني كه لقب قرآني "ذوالقرنين" را بر "كوروش" انطباق مي دهد، بزرگداشت اين مساله در تعارض با فرهنگ اسلامي نيست.

در ادامه اين برنامه ها و در راستاي نام گذاري سال 1386 با عنوان "اتحاد ملي، انسجام اسلامي" از سوي مقام معظم رهبري، شبكه چهار سيما با پخش برنامه هاي مستندي درباره تاريخ ملي ايران در دوران كهن به معرفي و تجليل از تاريخ و تمدن ايران پرداخت.

در اين برنامه ها برخي از آنها توليد رسانه ها و فيلمسازان خارجي بود، با اشاره زمامداري 250 ساله ايران بر جهان در زمان هخامنشي، بر مردم داري پادشاهان اين سلسله تاريخي و محترم شمردن حقوق مردم ايران و ديگر ملل تحت حكومت ايران در آن زمان تاكيد شد.

گفتني است در بسياري از برنامه هاي مرتبط نيز كه از راديو و تلويزيون ايران پخش شد، از مشهورترين پادشاه تاريخ ايران با عنوان "كوروش كبير" ياد شد و در انيميشن هاي آموزشي شبكه 7 يا شبكه آموزشي سيما كه براي كودكان توليد شده اند، از جمله انيميشن "كوشا"، از همين عنوان استفاده شد


 

 
اعتراض
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٠   کلمات کلیدی:
خطاب: تمامی ايرانيان و دوستداران ميراث سرزمين پارس

با درود بر شما هم میهنان گرامی
بر اساس تصمیم مسئیولان شهری همدان قرار است تله کابین این شهر در مکان کتیبه های هخامنشی گنج نامه ساخته شود و مخالفت میراث فرهنگی نیز کوچک ترین اثری نداشته است
قابل ذکر است در گذشته تله کابینی در مکان هتل ارم به مرکر توریستی عباس اباد وجود داشت که برچیده شد و همچنین طرح دیگری که قرار بود بر اساس ان این تله کابین از میدان میشان تا امام زاده کوه باشد نیز با مخالفت مسئولان شهری روبرو شد !!!که قابل ذکر است این طرح هیچ گونه خطری برای کتیبه های گنج نامه نداشته است
این اثر در تاریخ۱۵/۱۰/۱۳۱۰به شماره۲۲ در فهرست اثار ملی به ثبت رسیده و شامل دو کتیبه که یکی از انها متعلق به داریوش کبیر و دیگری متعلق به خشیارشا است می باشد
ما مخالف ساخت این تله کابین در مکان فوق هستیم چون این طرح موجب نابودی بخشی از تاریخ میهنمان در دوران هخامنشی می گردد
از تمام شما یاران می خواهیم در کمترین زمان واکنش خود به این طرح را نشان دهند زیرا بر خلاف طرح های مانند سد سیوندو....این طرح در شروع ساخت خود است و مدت اجرای ان نیز بسیار کوتاه تر است

 
آرامگاه
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٠   کلمات کلیدی:

 
ارديبهشت همدان
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٠   کلمات کلیدی:

 
کورش
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٠   کلمات کلیدی:
کورش
ازشهر زادگاه كورش هرچه ميدانيد بگو ييد ...............
متن وصیت نامه  کورش  را برایم  بفرستید..................
بنام خدایی که کوروش را آفرید

× فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و
مومیایی به خـاک سپارند تـا اجزای
بدنم خـاک ایـران را تشکیل دهد ×

((کوروش بزرگ))

 
کل سرخ
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٠   کلمات کلیدی:

 
سد سازی
ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٠   کلمات کلیدی:
سد سازي يا بند سازي از فعاليت هاي مهندسي به شمار مي رود كه شرايط تاريخي و جغرافيايي خاص مناطق در پيدايش ،‌شكل گيري و گسترش آن سهم به سزايي دارند. در گذشته و در هر منطقه خاص جغرافيايي بنابر ضرورت يا نياز ساكنين آن جا نسبت به ايجاد سد،‌بند يا آبگير اقدام مي كرده اند تا نيازهاي خود در زمينه آبياري و آبرساني را مرتفع سازند. در مناطقي نيز به خاطر پايين بودن سطح آب‌هاي رودخانه ها يا نياز جهت تغيير مسير رود ، سد سازي انجام مي گرفته تا بتوانند سطح آب را بالا آورده و براي نيازهاي كشاورزي و عمراني از آن استفاده كنند.
در ايران نيز به جهت كمبود آب،‌شرايط اقليمي خاص و نيازهاي روزمره آب ماده اي بسيار ارزشمند محسوب مي شده كه اين امر را علاوه بر بندسازي ، سد سازي و آثار به جا مانده مي توان در فرهنگ ايراني و ارزشي كه براي آب قايل مي شدند و حافظه تاريخي مردم ايران به وضوح مشاهده و مطالعه كرد.
در سرزمين هاي ايران و مصر كه از قديم در معرض سيلاب و طغيان رودخانه ها قرار داشتند‌،ساخت بندهاي متفاوت در طول مسير رودخانه ها و يا مناطق سيل خيز به جلوگيري از خسارات اين گونه طغيان ها كمك فراواني مي كرد.
تاريخ سد سازي در ايران‌،مصر و بين النهرين ( ميان رودان) قدمتي بسيار طولاني دارد و هنوز هم مي توان نشانه هايي از آنها را در اين سرزمين ها يافت. به طور كلي سدسازي و نيز لايروبي و مرمت آنها از دير باز در ايران ديگر سرزمين ها ،‌مانند ساير كارهاي عام المنفعه و پروژه هاي بزرگ معمولا به دست حكومت ها و پادشاهاني كه به امور آباداني و آبادي علاقه بيشتري داشتند انجام مي گرفته است و در اين ميان رونق اقتصادي و پيشرفت آبادي ها و شهرهاي مرتبط با سيستم هاي آبياري و آبرساني نيز بستگي بسيار زيادي با مقوله سد و سد سازي و اهميت حكمرانان به اين مسايل داشته است.
سد سازي از دوره هخامنشيان تا قبل از اسلام
پادشاهان هخامنشي به واسطه نياز جغرافيايي كشور ايران و علاقه اي كه در گسترش و آباداني سرزمين تحت فرمانروايي از خود نشان مي دادند و در زمان امپراتوري خود سدها و بندهاي زيادي در بخش هاي جنوب غربي و جنوبي ايران ساختند. بسياري از سيستم هاي آبرساني و آبياري كه تا سال هاي متمادي نيز در ايران از آنها استفاده شد مرهون تلاش مهندسان و صنعتگران ايراني است كه در زمان هاي بسيار دور تلاش نمودند تا نيازها و كمبودها را در زمينه هاي عمراني و آبادي بر طرف نمايند و آثار و شواهد آن را نيز مي توان در نقاط مختلف ايران درك نمود. علاوه بر آن بسياري از آثار به جا مانده از اين دوران ها در سرزمين هاي تابعه حكومت هاي ايران باستان نيز قابل مشاهده است.
يكي از رودخانه هايي كه از قديم به رودخانه اروند مي پيوسته است «‌دياله » بوده است كه بنا به دستور كوروش بزرگ سدي براي آبياري ،‌از خاك و چوب بر روي اين رودخانه بسته شده بود كه شبكه كانال هاي آبرساني را تغذيه مي كرد. همچنين در زمان هخامنشيان اولين كوشش ها جهت سد سازي بر روي اروند و فرات به عمل آمد. از مشخصات اين رودخانه ها آن بود كه سطح فرات بالاتر از دجله قرار داشت و نيز در زمان حكومت بابليان بر بين النهرين تمايل رود فرات نسبت به شرق بيشتر از امروز بوده و اين رود تنها داراي يك مجرا بوده است. انشعاب فرات به دو مجرا بين سال هاي 600 ق.م تا 100 ق. م اتفاق افتاده است . چنان كه پيداست هخامنشيان سدهايي بر روي رودخانه هاي فرات و اروند ساختند و گام هايي ديگر در گسترش شبكه كانال هاي آبياري برداشتند. بدون شك هنگامي كه اسكندر مقدوني در حدود سال 400 ق. م به آنجا ها رسيد آن سدها ساخته شده و برپا بوده اند. استرابو جغرافي دان سده اول ميلادي يونان خبر از ويراني آنها به دست اسكندر مقدوني مي دهد. ولي واقعيت اين كه اسكندر اين سدها را ويران كرده باشد كاملا معلوم نيست چون برخي نيز گفته اند كه اسكندر آنها را خراب نكرده است و حتي به حفر كانال ها و نظارت بر اين سدها به طور مرتب مشغول بوده است. به هر حال آنچه مسلم است آبياري با بهره وري از بند سازي در فرات و اروند پيرامون سده چهارم پيش از ميلاد كاملا روا بوده است و اين سيستم هاي سد بندي و آبياري بعدها در زمان ساسانيان به حد بالاي گسترش خود رسيد.
علاوه بر بندها و آبگيرهايي كه در زمان هخامنشيان بر روي رودخانه هاي اروند و فرات ساخته شد،‌در آن زمان بر روي رودخانه «‌كر » kur در فارس نيز بندهايي براي آبياري زمين هاي پيرامون تخت جمشيد ايجاد شد. با اين كه آثاري از تمامي سدهاي ساخته شده در زمان هخامنشي ها در دست نيست، ولي برخي از بندها كه تا به امروز بر روي آن رودخانه بر جاي مانده اند داراي پايه هاي هخامنشي هستند. از جمله اين سدها « بند ناصري » است كه در 48 كيلومتري شمال غربي تخت جمشيد واقع شده است.
ابن بلخي (سده پنجم‌) سد ناصري را چنين توصيف مي كند:« در اين قسمت رودخانه در زمان هاي قديم سدي ساخته شده بود كه آب كافي را براي آبياري زمين ها تأمين مي كرده است ،‌اما در روزگاران هرج مرج كه اعراب به سرزمين ايران تاختند اين سد رو به خرابي نهاد و در تمام حوزه هاي رامجرا ( را مجرد‌) ديگر كشاورزي انجام نشد. ..»
سد ديگر بند فيض آباد نام دارد كه در حدود 48 كيلومتري شمال تخت جمشيد قرار گرفته است چنان كه گفته شده است يكي از سه بندي كه بر روي رود كر ساخته شده بوده 25 متر درازا و 25 متر بلندا داشته است.
در نزديكي شهرك «‌كوار » در جنوب شيراز سد هخامنشي ديگري به نام «بند بهمن» بر روي رودخانه « مند» بنا شده است. طول بند در حدود 100 متر و بلنداي آن حدود 25 متر مي باشد . بخش عمده اي از اين سد تا كنون از گل و لاي پر شده است.
در زمان ساسانيان و هنگام حكومت شاپور اول ، ارتش شكست خورده والرين رومي كه مركب از 70000 هفتاد هزار نفر مي شد به اسارت ايرانيان درآمد، شاپور از اين اسيران براي ساختن ساختمان هايي در ايران استفاده كرد. يكي از اين ساختمان ها «‌سد شادروان شوشتر» بر روي رودخانه كارون به شمار مي آيد . شوشتر كه در كناره شرقي كارون بر روي ساحل سنگي ساخته شده از زمان ساسانيان يكي از شهرهاي مهم بود. از زمان ايلاميان و دوران اوليه سلسله ساساني براي بالا بردن سطح آب در كارون تا به سطح شهر شوشتر سدي بر روي اين رود زده بودند.
ابن حوقل در صورة الارض راجع به شادروان شوشتر مي نويسد:
« سرزمين خوزستان در محلي مستوي و هموار قرار گرفته است و داراي آب هاي جاري است . بزرگترين رودهاي آن شوشتر است كه شاپور شادروان (سد معروف) را در دروازه شوشتر بر آن ساخت تا آب آن بالا آمد و به ثمر رسيد چه شوشتر در زمين مرتفعي قرار دارد.»
چنانكه پيداست سد اوليه بر روي كارون از لحاظ بالابردن سطح‌ آب چندان رضايت بخش نبود پس ايران رومي را براي رفع نقايص به كار گماشتند . احتمالا علاوه بر نيروي كارگري چندين مهندس نيز در سپاه روم بوده اند. گام نخست ،‌ايجاد رودخانه اي انحرافي « گرگر» بوده كه در هنگام ساختن سد آب كارون را هدايت مي كرده است. اين سد كه پس از تعميرهاي پشت سر هم تا كنون به جا مانده است «‌بند ميزان » نام دارد. سد داراي سرريزهايي است كه در هنگام بالا آمدن آب اضافي آن را تخليه مي كرده است. پهناي اين سد بين 10 تا 12متر است . ساختن اين سد از سه تا هفت سال طول كشيد و هنگامي كه ساختمان آن پايان يافت . ورودي رود گرگر با بند ديگري بسته شد كه امروزه « بندقيصر » ناميده مي شود . اين سد نيز كه تا كنون به جا مانده از تكه هاي بزرگ سنگي كه با بست هاي آهني به يكديگر محكم شده اند ساخته شده است. براي كنترل آب رودگرگر شش سرريز در آن سد ساخته شده بوده است . كانال گرگر پس از گذشتن نزديك به 30 كيلومتر به سوي جنوب دوباره به كارون مي پيوندد . نشانه هاي موجود چنين مي گويد كه براي آبياري نهرهاي ديگر نيز بر روي اين كانال زده شده بوده است.
به نظر مي رسد كه اين نخستين بار در تاريخ سد سازي است كه براي ساختن سدي بر روي رودخانه اي‌، براي آن كانال انحرافي ساخته اند و به ويژه از ديدگاه مهندسي با توجه به مقدار آب كارون اين خود پروژه با اهميتي به شمار مي رفته است. از كتاب تحفة العالم درباره ساختمان سد شادروان چنين آمده است:
«... ذوالاكتاف بعد از قلع و قمع اعراب به جنگ قيصر كمر بسته او را مغلوب و اسير كرد و به ايران قصد داشت و پس از مؤاخذه و مصادره به او فرمود كه اگر نجات خود را مي خواهي ممالكي را كه از قلمرو من خراب كرده اي بساز و چون شاپور را به عمارت و آبادي شوشتر رغبتي بوفور بود. قيصر التزام نمود كه ابتدا شادروان شوشتر را بسازد و چنان كند كه در حوالي شهر زرع مايي توانند كرد .قيصر چون بر جان خود ايمن گشت ... بفرمود تا مهندسين با فرهنگ ار روم ... و مهندسان بعد از آنكه ترازوي آب را بر‌آورد نمودند ديدند كه به سبب بسياري رودخانه و شدت جريان آب ساختن شادروان محال و زمين رودخانه را سنگ بست نمودن كه ديگر باره عميق نشود ممكن نيست مگر آن كه آب را اولا به طرف ديگر جاري نمايند تا آب از رودخانه منقطع گردد بعد از ساختن زمين رودخانه شادروان باز آب را به اين طرف سردهند و آن رخنه را ببندند...»
در شاهنامه فردوسي اشاره به اين موضوع شده كه سازنده و مهندس شادروان شوشتر شخصي به نام « برانوش » بوده است. ساختمان سد شادروان در زمان شاپور ساساني در 280 ميلادي پس از سه سال عمليات ساختماني به اتمام رسيد. در ساختمان اين سد براي پيوند و پا برجايي سنگ هاي گرانيت به كار برده اند.
بنا به شرح كتاب مجالس المومنين نوشته طبري عمود هاي آهنين كه در سرب قرار داشته نيز در آنجا به كار رفته بوده است.
يكي از بندهاي ديگري كه پس از سد شوشتر ساخته شد سد اهواز بوده است كه نشانه هاي آن هنوز هم به چشم مي خورد .درازاي اين سد بيش از 1000 هزار متر بوده و احتمالا 8 متر ضخامت(پهنا)‌داشته است . مقدسي جغرافي دان اسلامي سده سوم هجري درباره سد اهواز چنين مي گويد :« ميان اين دو بخش { اهواز را } پل «‌هندوان » كه با آجر ساخته شده پيوند مي دهد... روي اين نهر {مسرقان } دولاب‌‌هاي بسيار است كه فشار آب آنها را مي گرداند و «‌ناعور »‌خوانده مي شوند.
سپس آب در كاريزها كه در بالا نهاده شده مي آيد ... بستر رودخانه نيز از پشت جزيره اي به اندازه يك صد درس به يك شادروان كه (ديواره اي )از سنگ ساخته شده بر مي خورد و بازگشته (و درياچه مي شود با فواره هاي شگفت انگيز ) و به سد جويبار مي افتد كه به آبادي‌ها مي رود و كشتزارها را سيراب مي كند. ايشان مي گويند:‌اگر شادروان نبود اهواز آباد نبود چه در آن هنگام از آب‌هايش بهره برداري نمي شد. شادروان درهايي دارد كه هنگام افزايش آب آنها را باز مي كنند ... صداي آب سرريز شده از شادروان در بيشتر سال آدمي را از خواب باز مي دارد.»

بند ديگري كه در سده چهارم پس از ميلاد توسط شاپور دوم (و يا احتمالا بازمانده‌اش اردشير دوم ) ساخته شده سد پل گونه دزفول است كه بر روي رودخانه كوفه زده شده و در محل پي پل قرار گرفته بوده است. از زمان ساسانيان نام سد ديگري به نام « بند قير »‌بر روي رودخانه كارون در محل پيوستن دو رود آب گرگر و آب دز به كارون بر جاي مانده كه پس از سدهاي شوشتر و اهواز از مهم ترين سدهاي روي كارون به شمار مي آمده است.چنان كه پيداست نام اين سد نماينده كاربرد « قير » براي آب بندي آن به منظور افزايش پا بر جايي و سختي و استحكام سد بوده است.
پادشاهان و مهندسان ساساني افزون بر ساختن سد بر روي كارون و كرخه در سرزمين عراق امروزي نيز به ساختن سدهايي به ويژه در كرانه شرقي اروند بين سامره و كوت مبادرت كردند . ساسانيان سيستم آبياري رودخانه دياله را گسترش دادند و در پديد آوردن نهرها تا آنجا پيش رفتند كه نياز به مقدار آبي بيشتر از آنچه كه دياله مي توانست بدهد پيش آمد. اين گره به كمك رودخانه اروند گشوده شد ، بدين معني كه ابتدا آب آن را با ابزارهاي بالا بردن آب و سپس با كانال هاي عظيم بالا مي بردند و آن را بدينوسيله به رود دياله سوار مي كردند . گسترش شبكه آبياري در جنوب ايران و بين النهرين در زمان خسرو اول پادشاه ساساني (579 ـ 531 م) به درجه بالاي خود رسيد . يكي از نمونه هاي اين گسترش كانال نهروان بوده است كه از پشت سد بر روي اروند نزديك محلي به نام دور ( (Dur تغذيه مي شده است . اين كانال بعدها در زمان خلفاي عباسي تعمير شد . كانال نهروان در محل باكوبه (واقع در پنجاه و سه كيلومتري شمال شرقي بغداد و حدود 110 كيلومتري پايين دست سد) به رودخانه دياله مي رسيد.10 نكته جالب توجه آن است كه كانال نهروان و رودخانه دياله در يك سطح و بدون هيچگونه كنترل مجازي به يكديگر مي رسيدند و اين نشان دهنده آن است كه مهندسان ساساني مي توانسته اند جاي سد را طوري برگزينند كه اين جريان و ارتباط طبيعي با دقت انجام گيرد. و اين خود نمايشگر تبحر آنان در پياده كردن نقشه و نقشه برداري ساختمان ها و تأسيسات بوده است. در حدود سي و شش كيلومتري جنوب باكوبه سدي به نام سد بلادي براي كنترل جريان آب در دياله ساخته شده بود كه آب دياله را به داخل كانال كوتاهي (كه در زير بغداد و بالاي تيسفون به اروند مي‌ريخت )‌كنترل مي كرد.
افزودن بر سدها و پل هايي كه شرح آنها آمد از باستان در سرزمين خوزستان بندها، پل ها و سدهاي ديگر نيز ساخته شده بوده است كه به آبياري زمين هاي پيرامون كمك فراوان مي كرده اند برخي از اين سدها عبارت بودند از : 11
ـ سد قلعه رستم ، در 33 كيلومتري شمال شوشتر بر روي كارون كه داراي سه دهنه بزرگ از بالا به پايين بوده است. نهري را كه از اين سه سد آب مي گرفته نهر « جوي بند » و يا « ديم چه » مي گفته اند . درازاي اين نهر آبياري 18 كيلومتر بوده است. ـ
ـ سد شعيبيه : كه در 24 كيلومتري جنوب غربي شوشتر و بر روي رودخانه دز ساخته شده بوده است.
ـ سد كارون : كه در 8 كيلومتري شمال اهواز قرار داشته است.

-سد عجيرب :كه در 36 كيلومتري شوشتر روي رودي با همان نام احداث شده است.

ـ سد كرخه : اين سد در 15 كيلومتري شمال حميديه واقع بوده و پيش تر به آن سد نهر هاشم مي گفته اند.
ـ سد ابوالعباس : در 18 كيلومتري رامهرمز واقع است و از سه دهانه تشكيل مي شده است.
ـ سد ابوالفارس : در جنوب شرقي رامهرمز.
ـ سد جراحي : در 29 كيلومتري جنوب رامهرمز.
يكي ديگر از آثار تاريخي دوران ساساني دژ باستاني ايزد خواست و آثار تاريخي مربوط به آن است. اين آثار كه در راه اصفهان به شيراز در 41 كيلومتري جنوب اصفهان واقع شده شامل قلعه ،‌آتشگاه ، پل ،‌كاروانسرا و سد نزديك آن است . سد ايزد خواست (يزد خواست‌) در ده كيلومتري جنوب دهكده يزد خواست قرار گرفته و درازايش 65 متر و پهناي آن نزديك 6 متر است . از ويژگي هاي اين بند كه تنها بخشي از آن برجاي مانده است ،‌آن است كه اين سد از نوع قوسي بوده است . 12 سد يزد خواست كه مي توان آن را نخستين بند قوسي جهان دانست از بناهاي دوره ساساني است . مصالح ساختماني سد شامل سنگ لاشه و ملات گچ و ساروج و نماي آن از سنگ تراشيده با اندود ساروج است . چنان كه پيداست اين بند براي جمع كردن آب هاي بهاري و جلوگيري از جريان سيل در منطقه ايزد خواست ساخته شده بوده است.
سد سكندر: درباره ديواره يا سدي كه در تاريخ به نام سد سكندر موسوم گشته نوشته ها و اخبار متعددي ذكر شده است . عده اي معتقدند اسكندر مقدوني در لشگر كشي هاي خود به شرق در منطقه ماوراء النهر بنا به درخواست مردم منطقه كه مرتبا در معرض تهاجم قومي به نام يأجوج و مأجوج بوده اند. اين سد را رد دهانه دره اي بنا مي كند تا جلوي مهاجمان گرفته شود. البته در انتساب بناي مذكور به اسكندر جاي شك فراوان وجود دارد و مي تواند مانند بسياري از داستان هاي تخيلي و ساختگي مربوط به اسكندر مطرود تلقي شود. اسكندر مهاجم با تهاجم سريع خود و مدت كمي كه در اختيار داشته و مرتبا در حال حمله و لشكر كشي بوده ، بعيد است كه چنين كار عظيمي را انجام داده باشد.
بلعمي در ترجمه خود از تاريخ طبري اوايل سده سوم هجري و به نقل از روايت قرآن13كريم ساختن سد يأجوج و مأجوج را به شخصي به نام اسكندر ذوالقرنين منتسب مي داند بر طبق آن مردم ‌از اسكندر مي خواهند برايشان سدي بسازد كه ميان آنها و اقوام مهاجم حايل باشد.
ابوريحان بيروني كه مي خواسته بداند كه محل سد سكندر در كجا بوده است در مورد شخصيت ذوالقرنين چنين نظر مي دهد كه وي يكي از اميران حميدي بوده است. مقدسي نيز در احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم (صفحات 533 تا 538 ) با شرحي مشابه ابوريحان مي نويسد كه ديواره سد پنجاه ذراع كلفتي و بلندي داشته و با خشت هاي آهنين در مس پوشانده شده بوده است. از اين نوع روايت و روايات نظير آن مي توان احتمال داد كه سد موسوم به سد اسكندر نوعي ديواري دفاعي بوده است. علاوه بر سد سكندر در نوشته هاي تاريخي از ديواره هاي دفاعي ديگري نيز كه همگي در منطقه مازندران (طبرستان) ايجاد شده بودند نام برده شده است. اين سد ها يا ديوارها به نام هاي سد تميشه ،‌سد دربند ،‌سد انوشيروان ،‌سد مرو و باب الابواب شهرت يافته اند و احتمال دارد كه سد سكندر يكي از اين پنج ديوار ،‌بوده باشد . رواياتي كه ذكر شد همگي از وجود ديواره هاي دفاعي متعدد در ناحيه شمال خراسان و كناره درياي خزر حكايت مي كند . برخي از اين حفاظ ها به صورت سد يا بندي در دره اي بوده و برخي ديگر نيز به شكل ديواري طويل ازسدي تا سدي ديگر كشيده شده بوده است . سدها و ديواره هاي دفاعي در شمال خراسان براي حفاظت شهرهاي آن سامان از هجوم اقوام وحشي ايجاد شده بوده است. اين ناحيه از ايالت هاي مهم ايران در عصر هخامنشي به شمار مي آمده است و آن طور كه از تاريخ بر مي آيد كشور ايران از زمان كوروش هخامنشي در اين ناحيه همواره در معرض هجوم قبايل وحشي قرار داشته است با توجه به اين كه برخي ذوالقرنين را همان كوروش شاه هخامنشي دانسته اند بعيد نيست كه در آن عصر اقداماتي در دفاع از اين منطقه با ايجاد سدها و ديوارهاي حايل انجام گرفته باشد. اقدامات دفاعي احتمالا از دوره هخامنشيان آغاز شد،‌در عصر اشكانيان هم بنا بر شواهد موجود مانند ديوار دفاعي گرگان و تطابق نظريات باستان شناسي قوت يافت و در دوره ساسانيان نيز تأسيسات مزبور بازسازي شده و مواضعي نيز بدان افزوده گشته است و نيز به احتمال نزديك به يقين مي توان گفت كه اسكندر مقدوني چيزي در آن ناحيه نساخته است !‌نه سبك ساختماني و نه آثار باقيمانده ‌،‌هيچ يك حكايت از چنان اقدامي نمي كند و به طور حتم اسكندر در گذار از سرزميني بيگانه و در مدتي كوتاه نه انگيزه و نه توان انجام چنان كاري را داشته است . ضمن اين كه بعيد به نظر مي رسد كه مردم ايران كه اسكندر در برابر آنها حكم يك مهاجم و اشغالگر را داشت از يك بيگانه چنين درخواستي كنند و او نيز پاسخ دهد. انتساب نام اسكندر به اين بناها و ديگر آثار را بايد انگاره اي نادرست دانست كه به ذهن عوام راه يافته و در برخي نوشته ها نيز مغرضانه و يا نا آگاهانه ظاهر شده است.


 
همدان
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٩   کلمات کلیدی:

در ميان شهرهاي باستاني ايران زمين که هر يک پيشينه اي چند هزار ساله دارند ، شهر همدان از مقام تاريخي مهمي برخوردار است. کتيبه اي که از اولين پادشاه آشور برجاي مانده ، قدمت آن را به 1100 سال قبل از ميلاد باز مي گرداند و حتي  بعضي از مورخين معتقدند که همدان در هزاره سوم پيش از ميلاد بنيان نهاده شده است.

در روزگاران قديم ، اين شهر که اکباتان يا هگمتانه ناميده مي شد ، چندين بار به پايتختي حکومتهاي گوناگون همچون دولت ماد ، داريوش اول ، اشکانيان و غيره برگزيده شد و کاوشها وتحقيقات باستاني انجام شده و کشفيات به دست آمده از آثار متعدد در همدان ، همه بيانگر آن است که اين شهر ، پايتخت تابستاني ِ دولت هخامنشي بوده است.

آثار ديدني و توريستي همدان

آرامگاه و موزه ابوعلي سينا: در قسمت باختري شهر در ميداني به همين نام واقع شده  و يکي از نقاط بسيار مهم شهر همدان است. طرح و نقشه اين آرامگاه ، از گنبد کاووس اقتباس شده و يکي از شاهکارهاي هنر معماري مي باشد.

آرامگاه باباطاهر:

در قسمت شمال باختري شهر در ميداني به همين نام ، آرامگاه باباطاهر ، شاعر و عارف مشهور قرن پنجم ه.ق واقع است .

گنجنامه :

در دره عباس آباد به فاصله 5 کيلومتري از مرکز شهر و در کنار معبر قديمي هگمتانه ، دولوحه ي تاريخي در دامنه کوه به خط ميخي وجود دارد که يکي از داريوش اول ، پادشاه هخامنشي و ديگري از فرزندش خشايار شاه مي باشد.

شير سنگي

: مجسمه شير سنگي در پارکي به همين نام در شهر همدان واقع شده که عده اي آن را به دوره هخامنشيان و عده اي ديگر آن را متعلق به زمان اشکانيان مي دانند.گنبد علويان( مسجد علويان):اين بنا مربوط به قرن ششم ه.ق و دوره سلجوقيان است . به طور کلي اين اثر مهم از نظر سبک معماري ، تزئينات داخلي ، گچ بري و خطوط کتيبه اي جزء زيباترين ابنيه تاريخي ايران است.

برج قربان

:اين برج تقريباً در قسمت خاوري شهر همدان واقع شده و داراي دوازده ضلع آجري با گنبد هرمي شکل مي باشد وبر روي طاق سردابه اين برج سنگ نوشته اي وجود دارد که قدمت آن به سال 1009 ه.ق مي رسد و ظاهراً هيچگونه ارتباطي با بنا ندارد. غارعلي صدر: جهت بازديد عموم علاقمندان به غار علي صدر از قايقهاي پدالي 2 نفره و قايقهاي پاروئي استفاده مي گردد.

قسمتي از روستاي علي صدر

: اين روستا در حال حاضر به عنوان مرکز دهستان علي صدر مي باشد که داراي 9081 نفر جمعيت مي باشد و غار مشهور علي صدر در آن واقع شده است.

امامزاده يحيي

: شيوه معماري و سبک ساختمان اين امامزاده مشخص مي نمايد که بناي اصلي ، متعلق به قرن هشتم تا دهم ه.ق بوده اما دردوران صفويه نيز در شکل بنا و اطراف آن تغييراتي ايجاد شده است.

ساير اماکن و نقاط ديدني همدان عبارتند از

: برج قربان که در قسمت خاوري شهر قرار دارد. امامزاده هادي بن علي ، امامزاده اهل ابن علي ، امامزاه حسين ( شاهزاده حسين ) ، امامزاده سيد اسماعيل ، مسجد جامع شهر همدان در محدوده بازار ، تپه هگمتانه ، تپه مصلي و شير سنگي   (سنگ شير) که مورخين ساخت آن را با اختلافاتي به دوران مادها ، هخامنشيان و يا اشکانيان نسبت مي دهند . يکي ديگر از نقاط ديدني و توريستي بسيار جالب ، شهر لالجين در فاصله 25 کيلومتري شهر همدان با جمعيتي بالغ بر 14،309 نفر (1370) است و مرکز صنايع دستي سفالگري همدان به شمار مي رود و واقع است. در اين شهر بيش از 44 کارگاه تهيه ظروف سفالين فعاليت دارند و مي توان گفت از لحاظ کيفيت و ميزان توليد اين گونه ظروف رتبه اول را درکشوردارا است. ظروف سفالي با انواع نقشها و رنگها يکي از سوغات مهم اين شهر محسوب مي شود.
 

 

 

 
آرامگاه
ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٩   کلمات کلیدی:

 
همدان
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٩   کلمات کلیدی:

تاريخچه شهر همدان

 

بناي شهرهمدان را به ديا آكو پادشاه ماد نسبت مي دهند. شهر همدان به نامهاي اكباتان - هگمتانه -آنادانا يا همدانا معروف است. شهرهمدان در زمان فرمانروايي بخت النصر ويران شد و بعدها داريوش بزرگ آن را مرمت كرد.

 

در زمان اشكانيان كه تيسفون پايتخت كشور بود همدان پايتخت و اقامتگاه تابستاني شاهان اشكاني شد. بعد از اشكانيان ساسانيان نيز قصرهاي تابستاني خود را در اين شهر بنا كردند. خرابه هاي باروي قلعه اشكاني بر فراز تپه مصلي و مجسمه شير سنگي يکي از دروازه هاي همدان از آثار اين دوره است.

 

 

درسال 23 هجري براثر جنگ نهاوند همدان به تصرف اعراب درآمد. همدان در زمان ديلميان (319 هجري قمري) لطمات فراواني ديد. در قرن ششم هجري سلجوقيان مركز خود را از بغداد به اين شهر منتقل كردند و مدت پنجاه سال اين شهر پايتخت سلجوقيان بود. پس از حمله مغول اين شهر به ويرانه اي مبدل شد. در زمان صفويه اين شهر از نعمت آباداني بهره مند شد. پس از انقراض صفويه اين شهر به تصرف عثماني در آمد كه پس از شش سال توسط نادر شاه باز پس گرفته شد.

 

 

شهر همدان به علت قرار گرفتن در مسير راه هاي اصلي منطقه غرب ايران درقرن هاي اخير همواره از نظر بازرگاني مورد توجه بوده است . همچنين اين شهر در مسير جاده ابريشم قرارداشته است .

مراکز تاريخي و باستاني

كاخ هگمتانه

اين كاخ در شهرهمدان فعلي و هگمتانه  قديمي قرار دارد و بنا به روايت هاي تاريخي درقرن هشتم قبل از ميلاد ساخته شده است.اين كاخ در دوران اقتدار نظام نظام سياسي مادها ,پس از تشكيل دولت مركزي و تسخير آشور , درسال 614 قبل از ميلاد توسط كياكسار مادي و باهمدستي “نابو پولاسار“ بابلي ساخته شد.

 

آرامگاه ابوعلي سينا

آرمگاه شيخ الرئيس ابوعلي سينا فيلسوف ودانشمند و طبيب مشهور ايران (428-370هق) در ميداني به نام بوعلي سينا درشهر همدان واقع شده است .

آرامگاه بوعلي سينا درزميني به مساحت 3090 متر مربع احداث گرديده و زير بناي اصلي آن حدود 1792 متر مربع است . نماي آرامگاه از سنگ خارا است .

 

آرامگاه بابا طاهر

يكي از ديدني هاي شهر همدان, ‌آرامگاه بابا طاهر است. باباطاهر كه حدودا“ در اواخر قرن چهارم  و اوايل قرن پنجم مي زيست, از شعرا و عرفاي بزرگ روزگار خويش بوده است. مساحت كل زير بناي آرامگاه و باغ آن حدود 8965 متر مربع  برآورد شده است .

 

مقبره استر و مرد خاي

اين بنا كه از سنگ و آجر و به سبك بناهاي اسلامي ساخته شده است درمركز شهر همدان قراردارد.

 

بنا به روايات مشهور, اين محل آرامگاه استر ملكه شوش وبانوي پادشاه ايران خشايار شاه و مردخاي عموي ملكه است. احتمال دارد بناي مقبره استر و مرد خاي نخستين بار در حدود 11 قرن پيش به دست كليميان و به ياد اين دو شخصيت ساخته شده باشد.

 

گنبد علويان

يكي از مهم ترين بناهاي تاريخي همدان بنايي چهار ضلعي به نام گنبد علويان است كه محل آرامگاه دو نفر از اعضاي خاندان علويان است و در زمان مغول تزيين و مرمت شده است . اين بنا به اواخر دوران سلجوقي مربوط است.

 

قبر اسكندر

اين مقبره در شهر همدان و در خيابان نظر بيك نزديك تپه هگمتانه واقع شده است. در مورد صاحب قبر نظراتي ابراز شده است. گروهي او را پير و مرشد و گروهي ديگر اسكندر مقدوني مي دانند. برخي نيز قبر را متعلق به سردار اسكندر مقدوني (هفايستون ) ميدانند كه در همدان كشته شد.

 

قلعه دختر (قيز قلعه سي)

اين قلعه با آنكه تخريب شده است, ولي هنوز پي, بنا و ديوارهاي آن باقي مانده است. اين قلعه كه اهميت نظامي داشته, ‌بر تمام شهر همدان و اطراف آن و گردونه معروف همدان, تويسركان تسلط كامل دارد و ظاهرا“ در دوران مقاومت ايرانيان در برابر حمله اعرب احداث شده اند.

 

برج قربان

اين بناي تاريخي درشهر همدان و در محله زندي ها, نزديك دبيرستان ابن سينا قرار گرفته است. از قرارمعلوم مدفن شيخ الاسلام حسن بن عطار حافظ ابوالعلا و جمعي از  امراي سلجوقي است كه در قرن هفتم و هشتم هجري به طرز ساده و بي پيرايه ساخته شده است.

بنا از يك برج دوازده ضلعي آجري با گنبد هرمي شكل دوازده ترك آجري تشكيل شده است. در وجه تسميه اين بنا از شخصي به نام قربان نام برده اند كه اين محل را در حمله افاغنه سنگرگاه خود قرار داد و از اهل محل خود دفاع كرد.

 

تپه هگمتانه

 تپه باستاني هگمتانه كه در ورودي شهر همدان واقع شده است, يكي از با ارزش ترين آثار باستاني ايران است. تا كنون حفاري هاي متعددي بر روي اين تپه صورت گرفته است كه آثار خشتي زيادي از دوران هخامنشيان در آنجا آشكار شده است.

اين آثار نشان مي دهند كه تپه هگمتانه احتمالا” محل خزانه پادشاهان هخامنشي بوده است.

 

تپه پيسا

اين تپه درفاصله 2/5 كيلومتري شمال تپه معروف هگمتانه قرار دارد و به وسيله رودخانه به دو بخش تقسيم شده است . سفال هاي بدست آمده از سطح تپه نشانگر آن است كه قدمت تاريخي اين تپه به دوره هخامنشي مي رسد و به احتمال زياد با تپه هگمتانه ارتباط داشنه است.

 

كتيبه گنجنامه

كتيبه هاي گنجنامه كه يادگاري از دوران داريوش و خشايار شاه هخامنشي است بر دل يكي از صخره هاي كوه الوند در فاصله 5 كيلومتري غرب همدان و در انتهاي دره عباس آباد حكاكي شده است .

با توجه به سوراخهاي كنار كتيبه, به نظر مي رسد كه كتيبه ها روپوش داشته اند كه آنها را از گزند باد و باران حفظ مي كرده است.

جاذبه هاي طبيعي

پيست اسكي

در سطح استان همدان فقط يك پيست اسكي وجود دارد. اين پيست در 15 كيلومتري جنوب  شهر همدان و درارتفاعات دامنه كوه الوند درمنطقه اي به نام تاريك دره واقع شده است. راه دسترسي به آن از محل تاريخي گنج نامه مي گذرد. طول پيست اسكي 4 كيلومتر و شيب آن در حدود 25 درصد است. و درماه هاي دي- بهمن- اسفند - فروردين و ارديبهشت قابل استفاده است .

 

آبشار گنجنامه

مهم ترين آبشار استان همدان آبشار گنجنامه است كه در نزديكي شهر همدان و در تفرجكاه گنجنامه قرار دارد. كتيبه هاي معروفي از دوره هخامنشي در نزديكي اين آبشار به جاي مانده است .

 

دره زينا

دره زينا مشتمل بر دو دره حيدره و كيوارستان است كه اولي به دامنه هاي كوه ميدان ميشان منتهي ميشود و روستاي حيدره را مانند نگيني درخود جاي مي دهد و دومي همراه رودخانه هاي پشت كوه هاي الوند و كلاغ لان به دامنه آن كوه ها ختم مي شود.

 

دوزخ دره

از دره هاي صخره اي و ريزشي است و به امامزاده كوه  منتهي ميشود. آبشار اين دره كه حدود 15 متر ارتفاع دارد معروف است . وجود بيشهزار و رودخانه درعمق دره هاي سلسله جبال الوند زيبايي هاي گردشگاهي آن را دو چندان كرده است.

 

درياچه پشت سد اكباتان

تنها درياچه استان درياچه سد اكباتان است كه در 9 كيلومتري جنوب شرقي شهر همدان واقع شده است. وسعت اين درياچه حدود 60 هكتار و حداكثر و حداقل عمق آن به ترتيب 32و 18 متر گزارش شده است .

 

 


 
نقاشی
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٩   کلمات کلیدی:

رکورد طولانی‌ترین نقاشی جهان در همدان شکسته شد


تهران- حیات

خلاقیت‌های کودکانه بچه‌های همدانی در قالب طولانی‌ترین نقاشی جهان در آستانه بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان به تصویر کشیده شد.
به گزارش گروه خبری حیات ، بلوار ارم شهر تاریخی همدان در دومین روز اردیبهشت سال 1386 با حضور بیش از 5هزار کودک و نوجوان همدانی روزی به یاد ماندنی را در حالی تجربه کرد که بر سنگ‌فرش سرد خیابان آن پارچه‌هایی به طول 4 کیلومتر گسترده شده بود تا بچه‌ها عشق و علاقه خود را به وطن و پیام صلح و دوستی ایرانیان را به وسیله رنگ و نقش‌های چشم‌نواز، دیدنی سازند.
در این میان کودکان و نوجوانان خردسال و دانش‌آموزان مدارس شهر همدان با لباس‌های رنگارنگ از صبح روز دوم اردیبهشت دسته دسته به بلوار ارم آمده بودند تا صفا و صمیمیت، عشق و مهربانی، صلح و دوستی، شادی و شور و نشاط کودکان را به تصویر کشند و از بزرگ‌ترها زمینی پاک و آسمانی پاکیزه و عاری از دود و آلودگی طلب کنند.
شادی‌های کودکان همدانی که شهرشان برای نخستین بار در روزهای 10 تا 14 اردیبهشت میزبان پروانه‌های جشنواره فیلم کودک و نوجوان خواهد بود به فضای محل نقاشی بچه‌ها جلوه‌ای ویژه بخشیده بود به نحوی که گاهی بزرگ‌ترها هم در مقابل وسوسه نقاشی کردن در چنین فضایی تاب مقاومت از کف می‌دادند و به بهانه همکاری با کودکان یا دانش‌آموزنشان رنگ را بر روی پارچه‌ها می‌نشاندند و نقاشی می‌کردند.
نخستین کودکی که کار نقاشی بر روی پارچه را برای شکستن رکورد طولانی‌ترین نقاشی جهان آغاز کرد دختری بود که پرچم ایران را به زیبایی نقاشی کرده بود و در زیر آن نوشته بود من وطنم را دوست دارم. او می‌گفت این نقاشی را به مناسبت روز ارتش کشیده است.
عشق به میهن در بسیاری از آثار نقاشی کودکان دیده می‌شد، کشیدن نقشه ایران و پرچم سه رنگ و جاودان آن، در کنار نقاشی از طبیعت و محیط اطراف، کره زمین، آلودگی هوا، تصاویری از کودکانی که اغلب می‌خندیدند و برخی هم گریه می‌کردند از جمله موضوع‌هایی بود که کودکان مورد توجه قرار داده بودند.
برنامه نقاشی کودکان در همدان عصر روز دوم اردیبهشت در حالی با معرفی کودکان برگزیده به پایان رسید که این شهر و بچه‌های آن یک روز به یاد ماندنی را در کنار یک فعالیت جمعی تجربه کردند.
بر اساس این گزارش، این فعالیت توسط دبیرخانه بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان و کانون با همکاری آموزش و پرورش، هلال‌احمر، آتش‌نشانی و نیروی انتظامی شهر همدان برگزار شد.
گفتنی است این نقاشی به طول 4 کیلومتر توانست رکورد طولانی‌ترین نقاشی جهان را که در گذشته متعلق به کشور امارات به طول 3 کیلومتر

Various flower colors and shapes
 

 

  

 

 
وجه تسميه همدان
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٩   کلمات کلیدی:

آشوريان باستان به شهرهاي قوم كاسي، عنوان " كاركاشي " داده بودند كه " كار " به معني قرارگاه يا منزلگاه و " كاشي " اسم قوم " كاسي گ است. آشور شناسان و مادشناسان، جملگي اين كار كاشي ( با شهر كاسيان ) را منطقه كنوني همدان دانسته اند. پرفسور گيريشمن، باستان شناس معروف فرانسوي، معتقد است كه اسم قبلي هگمتانه، " اكسايا" يعني شهر كاسي ها بوده است. و در مجموع اعتقاد غالب بر اين است، كه شهر هگمتانه را يكي از اقوام آريايي بنام مادها ساخته اند. و نخستين دولت ايراني را در آن بنا نهاده اند. ولي نتايج تحقيقات بيانگر آن است كه شهر هگمتانه پيش از انتخاب به پايتختي توسط مادها، وجود داشته مردماني از قوم كاسي در آن مي زيسته اند. سپس بازماندگان قوم كاسي، بعدها با طايفه اي از آريايي ها قوم موسوم به ماد را پديد آورده اند. و با غلبه بر دولت تجاوزگر آشوري، دولت ماد را بنيان كذاشته، و پايتخت خود را كار كاشي قرار داده اند. و از آن به بعد، اين شهر هگمتانه نام گرفته است. مادها گروهي از اقوام آريايي بودند، كه از جنوب سيبري به سمت فلات ايران حركت كرده و در غرب ايران ساكن شدند. عواملي مانند رشد اجتماعي و فرهنگي، تماس با گروههاي بومي ساكن فلات ايران، وجود همسايگاني قدرتمند، و احساس نيازهاي جديد سياسي و اجتماعي، آنها را وادار به اتحاد و ايجاد حكومتي مقتدر نمود به طوريكه قوي ترين قوم آن روزگار يعني آشوري را براي هميشه از صفحه روزگار محو كردند. امروز هموم باستان شناسان، تپه باستاني هگمتانه، واقع در مركز شهر همدان را، كه وسيع ترين تپه باستاني ايران است، بقاياي همان ابنيه عهد كاسي، مادي، هخامنشي و بعد از آن مي دانند. مساحت اين تپه حدود 30 هكتار مي باشد. كه با در نظر گرفتن بخش هايي كه جزء محدود تپه باستاني بود، ولي اينك ساختمانهاي مسكوني بر روي آن ساخته شده، به بيش از 40 هكتار نيز مي رسد.

اين تپه بيضي شكل، در داخل محدوده شهر فعلي همدان، و در دو سوي خيابان اكباتان واقع شده است. " هگمتانه"، يا " هنگمتانه " كه به زبان پارسي قديم به معني محل تجمع بوده، تركيبي از دو واژه " هنگ " به معني " جا " و " متانه " به معني " تجمع " است. اين واژه در زبان يوناني به صورت " اكباتانا " در آمده است، و در كتيبه هاي عيلامي به صورت " اك ماتانو " آمده است. برخي ميز معتقدند: " امدانه " يا " آماداي " كه در كتيبه پيلسر پادشاه آشور آمده به اين محل اطلاق مي شده. هگمتانه " در زبان ارمني، " اهمتان " و در زبان سرياني و پهلوي، اهمدان " ، در گويش نويسندگان عرب " همدان " و در تورات، " احتمانا" گفته شده است. همچنين سكه هايي از عهد ساساني كشف شده كه محل ضرب آنها " اهمتان " قيد شده است.

 نخستين اشاره مكتوب به نام مادها و سرزمين ماد، در سالنامه بيست و چهارم شارل مانزر سوم ( 836 قبل ميلادي ) و سارگن دوم ( 715 قبل از ميلادي بوده، كه از اين قوم و سرزمين آنان به نام " ماداي "يا " آماداي " ياد كرده اند. روايات مورخين يوناني نيز حاكي است كه اين شهر در دوره مادها ، ( از اواخر قرن هشتم تا نيمه اول قرن شم قبل از ميلاد) سمدتها مركز امپراتوري مادها بوده است. و پس از انقارض آنها نيز به عنوان يكي از پايتخت هاي دوره هخامنشي ( پايتخت تابستاني و احتمالا" محل خزانه آنها ) به شمار مي رفته است. گفته هاي هرودت مورخ يوناني ، در قرن پنجم قبل از ميلاد،م مهمترين ماخذ تاريخي در اين مورد است. وي بناي اوليه اين شهر را به " ديااكو " نخستين شهريار ماد نسبت مي دهد ( در 728 قبل از ميلاد ). هرودت اوضاع سياسي واقتصادي نا مناسب قوم ماد را در دستيابي ديااكو به قدرت موثر مي داند.
 ديگر مورخين يوناني چون پلي بيوس، كنزياس، ژوستين و گزنفون نيز درباره هگمتانه مطالبي جمه آوري كرده اند. ديااكو پس از اينكه هگمتانه را به پايتختي خود برگزيد، تصميم به ساخت كاخي عظيم و مستحكم به صورت هفت قلعه تو در تو گرفت. به طوريكه كاخ پادشاهي و خزانه ، در درون قلعه هفتم قرار داشته باشد. ديااكو به تقليد از رنگ آميزي قصرهاي بابلي ، دستور داده بود كنگره هاي هر قلعه را به رنگي مخصوص در آورند. به اين ترتيب :رنگ كنگره هاي قلعه اول سفيد ، دومي سياه، سومي ارغواني، چهارمي آبي، پنجمي نارنجي، و كنگره دو با روي داخلي سيمين و زرين بودندو محيط بيروني ترني ديوار قلعه، تقريبا" بهاندازه حصار شهر اتن بوده استقصر شاهي، كه در آخرين قلعه دروني بر پاشده بود، داراي صدها اتاق بوده، و مردم نيز خانه هاي خود را بيرون اين قلعه ها و در كنار آن ساخته بودند.

بنا به در خواست ديااكو، قوم ماد شهرهاي كوچكي راكه در آن مي زيستهاند، رها ساخته و پايتخت ار مورد توجه قرار دادند و در اطراف قلعه شاهي خانه هاي خود را بنا كردند پلي بيوس مورخ يوناني ( 204 تا 132 قبل از ميلاد ) مي نويسد : در دامان كوه اورنت، ( اورنت يا اورنتس = الوند ) شهر هگمتانه با قلعه و ارگ مستحكم و حيرت آوري قرار گرفته، و قصر شاهي، در داخل آخرين قلعه آن استوار گرديده است. .ضع ساختماني،آرايش عجيب، و تزئيناتي كه در آن به كار رفته به نحوي بوده، كه توصيف آن مبالغه آميز به نظر مي رسد. چوب هايي در آن به مصرف رسيده پوشيده از زروسيم است. درها، ستون هاي و رواق هاي آن، با هزاران گونه كنده كاري و نقش و نگار آراسته شده اند. يك ديوار بي پيرايه، و يك تير عاري از زيور، در آن كاخ نيست حتي كاشي هايي كه زينت بخش " ازاره ها" و ديوارهاي دورني قصر است، با پوششي از آب نقره، سيم اندود گشته و همه چوب ها از جنس سرو و كاج مي باشند.

 كنزياس مورخ يوناني وپزشك معروف اردشير دوم هخامنشي ( 404 تا 3045 قبل از ميلاد ) مي نويسد " سميرامين " ملكه آشور ، پس از ديدن وضعيت شهر وموقعيت مناسب آن دستور داده، كه براي او در آنجا كاخي بسازند و چون ديده است. كه در شهر جديد الاحداث كمبود آب وجود دارد، دستور داده تا با صرف هزينه اي گزاف ، نهري ساخته و آب درياچه اي را كه در آن سوي كوه اورنت ( الوند ) است به اين شهر سرازير نمايند. ابوبكر احمد بن محمد اسحاق همداني معروف به اين فقيه، در كتاب البلدان خود كه در حدود سال 290 هجري به تحرير در آمده، به نقل از يكي از دانشمندان پارسي مي نويسد" همدان بزرگترين شهر جبال و حدود چهار فرسنگ در چهار فرسنگ بوده است" بخت النصر بعد از فتح و ويراني بيت المقدس ، فرمانده اي به نام صقلاب را به قصد تصرف همدان مي فرستد، ولي وي با عدم موفقيت مواجه شده و طي نامه اي به بخت النصر مي نويسد: من به شهري آمده ام داراي بارويي بلند و سركش و مردمي بسيار و كوي و برزن هاي فراخ و رودهاي فراوان و ... پس از انقراض مادها، هر چند هگمتانه مركزيت نخستين را نيافت، ولي به جهت قرار گرفتن سدر مسير جاده شاهي، كه پارسه ( تخت جمشيد ) را به سارد متصل مي كرد، به عنوان پايتخت تابستاني هخامنشيان مورد توجه خاص بود، و از اين رو آن را آباد كردند. در زماني كه داريوش سوم با اسكندر مواجه مي شود. هگمتانه به صورت ويرانه اي بود. ولي داريوش سوم بنا به پيشنهاد ياران خود دستور مي دهد در ميانه شهر، كوشكي بزرگ كه آن را ساروق مي ناميدند، بسازند. در اين كوشك سيصد مخفي گاه براي گنجينه و دارايي ها بر باشد. و براي آن هشت درب آهنين ساختند، كه همه دو اشكوبي ( دو لختي ) و هر اشكوب، به بلنداي دوازده گز بود.

چنانكه ملاحظه شد درباره چگونگي احداث و نام بنيانگذاران هگمتانه در بين مورخين يوناني، اتفاق نظر وجود ندارد. مورخين اسلامي نيز دراين زمينه با يكديگر اختلاف نظر دارند و در مورد محل دقيق آن هم نظريات متفاوتي ارائه شده است. گر چه اكثر مورخين، پژوهشگران و باستان شناسان مانند مرحوم مصطفوي، پرفسورگير يشمن، اشميت، لوشاي و پرا دارا، تپه اي را كه هم اكنون در شهر همدان به نام هگمتانه معروف است، محل اصلي شهر باستاني هگمتانه مي دانند. حفاري هاي باستان شناسي سالهاي اخير در تپه هگمتانه هم مشخص شده است، كه محل كاخ و بناهاي اشاره شده، در تپه هگمتانه كنوني واقع بوده است. نتايج حفاري هاي تپه هگمتانه – آثار كشف شده حاكي از وجود يك شبكه منظم و پيشرفته آب رساني در شهر حكومتي مادهاو پارت ها مي باشد در فواصل بين كانال هاي آب رساني، معابري به عرض 5/3 متري وجود داشته و كف اين معابر، تماما" با آجرهاي مربع شكل و به منظمي مفروش بوده است. پيشينه حفاري هاي علمي ازاين تپه، به سال 1913 ميلادي بر مي گردد كه هيشي فرانسوي از طرف موزه لوور پاريس به سرپرستي شارل فوسي، كاوش هايي در تپه هگمتانه انجام داد. ولي نتايج اين كاوشها هيچ گاه منتشر نشد.

در طي 10 فصل حفاري انجام شده از سال 1362 تا 1378، كه حدود 14000 متر مربع از بقاياي اين شهر مورد كاوش قرار گرفته يكي از كهن ترين دوره هاي تمدن پشري نمايان شده است. همچنين يك حصار طولاني به ارتفاع 9 متر و دو برج عظيم و كم نظير در درون آن كشف شده، از جمله كاوشهاي علمي سال 1362 تا كنون كه به سرپرستي آقاي دكتر محمود رحيم طراف به انجام رسيده منجر به شناسايي شهر بزرگي در دل تپه هگمتانه شده است. تحقيقات نشان داده كهدر فواصل 35 متري بين معابر دو سري واحدهاي ساختماني قرار دارد كه هر كدام شامل يك هال ( حياط مركزي ) است. با اتاق ها و انبارهايي به صورت قرينه در گرداگرد آن، به شكلي كه هر واحد ساختماني فضايي در حدود 5/17 *5/17 متر را در بر مي گيرد. معابر مذكور با عرض 5/3 و پس بندي آجري در بخش وسيعي از تپه گسترش داشته، و جهت شمال شرقي بهجنوب غربي دارند. همچنين ادامه كاوش ها بخش هايي از حصار عظيم شهر به قطر 9 متر وارتفاع 8 متر را آشكار ساخته است . اين حصار در فواصل معين، داراي برجهاي عظيم بوده، كه هگمتانه قديم را در بر مي گرفته است. به طور كلي اين تپه در طول يكصد سال اخير بارها مورد حفاري باستان شناسان داخلي و خارجي قرار گرفته است. از جمله ويژگيهاي شهر باستاني هگمتانه معماري و طرح و نقشه منظم اين شهر بوده، كه در بين آثار باستاني به سدت آمده كم سابقه است. ضمنا" در طول حفاريهاي انجام شده آثار ارزشمند و بي نظيري كشف گرديده كه اغلب متعلق به دوران هخامنشيان و نياكان آنهاست . تعدادي از اشياء كشف شده از اين تپه در موزه ملي ايران باستان و تعدادي ديگر در موزه ها و يا مجموعه هاي خصوصي خارج كشور نگهداري مي شود كه ذيلا" برخي از آنها معرفي مي گردد
.



 
غار
ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٩   کلمات کلیدی:
 

موقعيت جغرافيايي 

در روستاي عليصدر از توابع شهرستان كبودراهنگ و75 كيلومتري شمال غربي شهر همدان يكي از عجايب طبيعي جهان و نمونه نادري از غارهاي آبي قابل قايقراني به نام غار عليصدرواقع شده است كه به طول جغرافيايي 48درجه و 18دقيقه و عرض35درجه و18دقيقه داراي ارتفاع 1900متر از سطح درياست.امكان دسترسي به غار عليصدر ازسه مسير فراهم است

 در روستاي عليصدر از توابع شهرستان كبودراهنگ و75 كيلومتري شمال غربي شهر همدان يكي از عجايب طبيعي جهان و نمونه     نادري از غارهاي آبي قابل قايقراني به نام غار عليصدرواقع شده است كه به طول جغرافيايي 48درجه و 18دقيقه و عرض35درجه     و18دقيقه داراي ارتفاع 1900متر از سطح درياست.امكان دسترسي به غار عليصدر ازسه مسير فراهم است

1-همدان لالجين به بيجار كه جديد الاحداث و مناسب تر است.

2-از تقاطع سه راهي پايگاه هوايي نوژه ( در جاده همدان به رزن)

3-از طريق همدان به صالح آباد.


غار عليصدر در ارتفاعات ساري قيه ( صخره زرد)‌به وجود آ مده است.در اين كوه دو غار ديگر به نامهاي سوباشي و سرآب وجود دارد كه ترتيب 11و 7 كيلومتربا غارعليصدر فاصله دارند به لحاظ گسترش زياد لايه هاي سنگ  آ هك متبلور در منطقه امكان ارتباط بين غارهاي مذكور با غار عليصدر وجود دارد.

تاريخ پيدايش :

زمين شناسان قدمت سنگ هاي اين كوه را به دوران دوم زمين شناسي يعني دوره ژوراسيك ( 190 تا 136 ميليون سال قبل ) نسبت مي دهند و شواهد به دست آمده از درون غار حاكي از آن است كه اين غار پناهگاه انسان هاي اوليه بوده است .مردم روستاي عليصدر و روستاهاي اطراف از قديم الايام به وجود آن پي برده بودند واز آب آن بهره برداري مي كرده اند ولي هيچگاه كاربري گردشگري آن مطرح نبوده است تا اينكه در پنجم مهرماه 1342 گروهي 14 نفره از اعضاءهيئت كوهنوردي همدان غار عليصدر را مورد بازديد وكاوش قرار دادند. اين عده توانستند با وسائل ابتدايي مانند چراغ دستي و تيوب لاستيك مقداري در درون غار پيشروي كنند بازديد اين گروه در روزنامه هاي محلي منعكس شد ودر سال 1346 با پخش خبر كشف يك غار شگفت انگيز و بي انتها در سطح رسانه هاي ملي سيل محققان كوهنوردان و علا قمندان اثر طبيعي به سوي آن سرازيز شد . در سال 1352 كوهنوردان همداني دهانه ورودي غار  را به قطر 50 سانتيمتر تعريض نمودند واز سال 1354 استفاده عمومي از غار عليصدر آغاز شد در آن زمان اهالي روستا مسافران را با چراغ دستي قايق و پارو به ديدن قسمتهاي ابتدايي غار مي بردند .

چگونگي ايجاد:- در نتيجه تركيب آب حاصل ازبارش قطرات باران با گاز دي اكسيد كربن موجود در هوا تشكيل اسيد كربنيك ضعيف ونفوذ آن در زمينهاي آ هكي و انجام واكنش شيميايي تركيبي نا پايدار به نام بي كربنات كلسيم به وجود آورده است چون اين ماده در آب محلول است در درون لايه هاي آهكي ضخيم فضاهاي خالي ريزي ايجاد كرده واين فضاهاي خالي ميليون ها سال گسترش پيدا كرده و به مورور به هم پيوسته اند وبه عبارتي ميليونهاسال قلم صانع جهان خلقت به حكاكي ونقش آ فريني اين شاهكار شگفت انگيز مشغول بوده است تا اين غار بسيار وسيع در دل زمين ايجاد شده است .

زيبايي هاي غار عليصدر :- غار عليصدر از بسياري جهاد علي الخصوص به علت وجود گذرگاههاي ممتد آبي و درياچه هاي وسيع و قابل قايقراني كه در سرتا سر غار گسترده شده اند يك از زيبا ترين جلوهاي طبيعي ايران وجهان و پديده اي  منحصر به فرد در نوع خود ميباشد كه فقط در معدودي از غارهاي جهان مثل غار موليس در فرانسه و غارهاي شواليه وبوكان در استراليا چنين زيبائيهاي خيره كنندهاي وجود دارد آب درياچه غار بدون رنگ و بو ميباشد و مزه آن معمولي است وهيچگونه حيات جانوري در آن وجود ندارد درجه حرارت آن در طول سال ثابت ودر حدود 12 درجه سانتي گراد و به قدري زلال است كه تا عمق 10 متري با نور معمولي و چشم غير مسلح بخوبي قابل رويت است نتايج آزمايشهاي فيزيكو شيميائي بر رور آن نشان مي دهد كه در نقاط مختلف غار ثركيبات شيميائي آن نزديك به هم بوده وجزء آبهاي بي كربناته كلسيك سبك با  ph اسيديته نزديك به خنثي ميباشد وبدليل وجود املاح آهكي فراوان در آب غير قابل خوردن است از آنجا كه مازاد آب غار توسط رشته هاي مختلفي ( مثل چشمه شور ) به خارج غار هدايت مي شود لذا ? سطح آب در طي فصول و سالهاي مختلف به استثنا ء مواقع كم آ بي يك نواخت است ولي در مواقع كم آبي داراي نواساناتي بوده كه آثار آن برروي ديواره غار به خوبي مشهود است

آب غار در قسمتهاي مختلف آن از صفر تا 14 متر در نوسان است آب درياچه غار از چشمه هاي زير زميني ريزش مداوم آب از ديوار وسقف غار تامين ميشود كه منشا آنها به طور كلي از محل ريزشهاي جوي است سقف غار كه در بعضي قسمتها تا حدود 10متر از سطح آب ارتفاع دارد پوشيده از كربنات كلسيم


 
باباطاهر
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٩   کلمات کلیدی:
آرامگاه باباطاهرهمداني

آرامگاه باباطاهرهمداني

عارف وارسته - باباطاهرهمداني از شاعران معروف اواسط قرن پنجم هجري ايران و معاصر طغرل بيك سلجوقي بوده است بابا لقبي بوده كه به پيروان وارسته مي داده اند و عريان به دليل بريدن وي از تعلقات دنيوي بوده است . ترانه ها يا دو بيتي هاي بابا طاهر در بحر هزج مسدس محذوف و به لهجه لري سروده شده است دو قطعه چند غزل با لهجه لري مجموعه كلمات قصار به زبان عربي و كتاب سرانجام از آثار ديگر وي است اشعار او سرشار از معاني دل انگيز و عواطف رقيق است و كتاب سرانجام شامل دو بخش عقايد عرفا و صوفيان و الفتوحات الرباني في اشارات الهمداني است . از خاندان تحصيلات و زندگي بابا طاهر اطلاعات صحيحي در دسترس نيست اما در سال 447 هجري با طغرل سلجوقي ديدار كرده و مورد احترام او نيزقرار گرفته است و در يكي از دو بيتي هاي مشهورش سال تولدش را به حروف ابجد گنجانيده كه پس از محاسبه توسط ميرزا مهدي خان كوكب در عهد قاجار به سال 326 هجري رسيده است و پس از 85 سال زندگي سراسر عشق و شور وفات يافته است آرامگاه وي در شمال شهر همدان در ميدان بزرگي به نام وي قرار دارد بناي مقبره بابا طاهر در ادوار گذشته چندين بار بازسازي شده است در قرن ششم هجري برجي آجري و هشت ضلعي بوده است در دوران حكومت رضاخان پهلوي نيز بناي آجري ديگري به جاي آن ساخته شده بود درجريان اين بازسازي لوح كاشي فيروزه اي رنگي مربوط به قرن هفتم هجري بدست آمد كه داراي كتيبه اي به خط كوفي برجسته و آياتي از قرآن مجيد است و هم اكنون در موزه ايران باستان نگهداري مي شود. احداث بناي جديد در سال 1344 شمسي با همت انجمن آثار ملي و شهرداري وقت همدان و توسط مهندس محسن فروغي انجام شده است در اطراف بناي جديد فضاي سبز وسيعي احداث شده كه زيبايي آن را دو چندان كرده است برخي از بزرگان و اديباني كه در جوار مزار بابا طاهر آرميده اند عبارتند از : محمد ابن عبدالعزيز از ادباي قرن سوم هجري ابولفتح اسعداز فقهاي قرن ششم جاي ميرزا علي نقي كوثر از دانشمندان قرن سيزدهم و مفتون همداني از شعراي قرن چهاردهم ( متولد 1268 در همدان متوفي به سال 1330 و صاحب ديوان شعر و انسان كامل ) اين بناي تاريخي طي شمار 1780 مورخه 21/2/1376 به ثبت آثار تاريخي و ملي ايران رسيده است


 
میدان مرکزی
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۸   کلمات کلیدی:

میدان مرکزی (میدان امام) این شهر توسط مهندسان آلمانی طراحی شده و به نقشه شعاعی معروف است که ۶ خیابان اصلی بطور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده و بلوارها بصورت رینگهای اول و دوم آنها را منقطع کرده که در نوع خودکم نظیر است و در ابتدای هر خیابان اصلی دو گنبد نقره‌ای رنگ به تعداد ۱۲ گنبد بنام هر امام معصوم تعبیه شده‌است که نشانگر مذهبی بودن و شیعی بودن این شهر از دیرباز می‌باشد.


 
استخر
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢   کلمات کلیدی:
Abbas Abad
 
پناهکاه
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢   کلمات کلیدی:

 
ميدان ميشان
ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢   کلمات کلیدی:
winter in mountain
 
پنجره
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢   کلمات کلیدی:
Kashan
 
گوش
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢   کلمات کلیدی:

 
برف
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢   کلمات کلیدی:

 
بوعلی
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢   کلمات کلیدی:
 

حجت الحق شرف الملك شيخ الرئيس ابوعلي حسين بن عبدالله بن حسن بن علي بن سينا كه به اختصار او را به عنوان فرزند جدش ابن سينا مي‏خوانند، در سوم صفر سال 370 هـ.ق در خرميثن ـ از توابع بخارا ـ به دنيا آمد و در روز جمعه اول رمضان 427 هـ.ق در همدان درگذشت. او از بزرگترين دانشمندان ايران و جهان و از مفاخر ملي و اسلامي ايران است. 
آرامگاه اين دانشمند در كنار خيابان بوعلي قرار دارد كه در دوره اخير به جاي بناي قديمي ساخته شده است. اين بناي برجي توسط مهندس هوشنگ سيحون به تقليد از بناي گنبد قابوس (397هـ.ق) طراحي شده است. اختلاف عمده برج آرامگاه بوعلي سينا با گنبد قابوس، در مقياس كوچك آرامگاه بوعلي، تعداد پره‏هاي برج و نيز در فقدان جدار برجي آن است. 
بناي گنبد بتوني مخروطي شكل اين برج، بر روي دوازده پايه بلند از بتون مسلح قرار گرفته است. ارتفاع هر پايه برج از كف زيرين آرامگاه تا زير گنبد جمعاً 22/95 متر، پهناي هر پايه كه قسمت كوچكي از شعاع برج به شمار مي‏رود
در پايين، 1/17 متر و در بالا 92سانتي‏متر، ضخامت هر پايه كه طبعاً قسمت كوچكي از محيط برج را تشكيل مي‏دهد 35 سانتي‏متر، شعاع گنبد مخروطي شكل آرامگاه، 2/05 متر، ارتفاع مخروط،3/80 متر، ارتفاع تمام هيأت گنبدي شكل نوك آرامگاه 5/95 متر، ارتفاع اصلي آرامگاه 6/10 متر، و بلندي مجموع بنا تا نوك برج، كمي بيش از 28 متر است.
مدخل اصلي بنا از سمت مشرق بوده، ايواني به عرض 3/15 و طول قريب 30 متر داراي يك رديف ستون ساده شامل ده ستون مدور كه قطر هر كدام در پايين 95 سانتي‏متر و در بالا 75 سانتي متر به ارتفاع 4/10 متر است و از چهار پارچه سنگ گرانيت تشكيل شده، در جلوي بنا تعبيه شده است. وسط اين ايوان، در محكم و باشكوهي است كه از آن به دهليز مجلل آرامگاه داخل مي‏شوند. بر بالاي اين در به خط ثلث برجسته بر لوحه مرمري يكپارچه اين آيه مرقوم است: "و من يؤت الحكمة فقد اوتي خيراً كثيرا (بقره، 272)" چون به دهليز ـ به طول 8/70 و عرض 6/30 مترـ وارد شوند، سمت رو به رو، مدخل آرامگاه ابدي شيخ قرار دارد كه در ورودي آن به طرحي شيوا از مشبك آهني ساخته شده است و عرض و ارتفاع آن، 1/19و 1/4 متر است. در طرفين دهليز و نزديك ديوار، دو سنگ قبر بر روي سكوهاي كوتاه مناسبي بر زمين قرار داده‏اند كه يكي بر روي قبر قديم بوعلي سينا بوده و ديگري سنگ قبر قديم "ابو سعيد دخدوك" ـ دوست ابوعلي سينا ـ بوده است.
سنگ قبر قديم بوعلي سينا به صورت دو طبقه پله‏‏اي حجاري شده و بالاي آن تقريباً منشور شكل است. اين گونه سنگ قبر در دوره مغول و بعد از آن زياد معمول بوده است. بر روي بدنه و حاشيه‏هاي چهار طرف اين سنگ قبر، به خط نسخ غير مرغوب، تمام آيه 25 و ابتداي آيه 26 سوره آل عمران و دو بيت شعر زير نوشته شده است: "حجت الحق ابوعلي سينا در شجع آمد از عدم به وجود در شصا كرد كسب جمله علوم در تكز كرد اين جهان بدرود" كلمات شجع، شصا و تكز، به ترتيب به حساب ابجد، 373، 391، 427 مي‏شود كه بنابر ابيات فوق، اشاره به سال تولد، سن 18 سالگي شيخ كه تمام علوم را فراگرفته بود و سرانجام سال وفات حكيم دارد. چون از دهليز بگذرند و وارد محل اصلي آرامگاه گردند، قسمت سفلي، دوازده پايه برج آرامگاه در ميان فضاي چهارگوش اين قسمت جلب نظر مي‏كند كه در ميان آنها، قبر ابو علي سينا و دوستش "ابوسعيد دخدوك" تعبيه شده است و تخته سنگ مرمر يكپارچه‏اي به طول و عرض 1 متر روي آنها را مي‏پوشاند. در بالاي ديوارهاي داخلي محوطه مربع آرامگاه، بيست بيت از قصيده معروف عينيه ابن سينا نوشته شده است. محوطه داخل آرامگاه در خروجي مستقلي به طرف مغرب دارد. قطر ديوار بناي آرامگاه به طرف مغرب 4/40 متر، ارتفاع آن14/70 و طول آن 65/10 متر است. تمام ساختمان آرامگاه بوعلي سينا بر روي صخره طبيعي كوهستان تحتاني زمين اين قسمت، يعني از عمق 9 متري با سنگ‏هاي لاشه و ماسه و آهنگ و سيمان ساخته شده و بناي مذكور، بر روي چنين شالوده محكمي قرار گرفته است.

Bu-Ali Sina

 
مقاله انتخابی
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢   کلمات کلیدی:
رابي بنيامين ارسانوس

مطالب ناگفته دربارة يكي از نخبگان آشوري

هانيبال گورگيز

زندگي نامه رابي بنيامين ارسانوس چند سال پيش توسط اينجانب به زبان فارسي تهيه و توسط استاد گرامي رابي نمرود سيمونو به زبان آشوري ترجمه و در روزنامه پيام آشوريان به هر دو زبان طبع و نشر گرديد. اما پس از انتشار آن زندگي نامة اوراق و اسناد مهم و بسيارجالب به دستم رسيد كه حاوي نكاتي از زندگي اين شخصيت ممتاز و تاريخ ساز آشوري است. اسناد مزبور كلاً از آرشيو سازمان اسناد ملي ايران كه اينجانب افتخار عضويت آن را دارم به دست آمده است و حكايت از آن دارند كه در دوران ستم شاهي، رابي بنيامين توسط عمال دولتي دستگير و به زندان افكنده شد و از وي بازجويي مفصلي به عمل آمده كه نكات جالبي از زندگي وي را روشن مي سازد.

جنگ جهاني
در هنگام جنگ بين المللي اول و جنگ هاي رومي و عثماني تمامي مناطق شمال غرب ايران صحنه جنگ و خونريزي گرديد و آشوريان ايراني كه جملگي ساكن اين مناطق آشوب زده بودند در زير دست وپاي چكمه پوشان دو طرف خارجي آسيب هاي جاني و مالي فراواني ديدند و قيام اسماعيل آقا سيمتقو و شورش اكراد و تحريكات اجانب مزيد برعلت شد و بلوائي به وجود آمد كه ساكنين آذربايجان غربي اعم از مسيحي و مسلمانان گرفتار آن شدند تا آنجا كه با دخالت و راهنمايي ژنرال دنسترويل انگليسي حكم تخليه مناطق اروميه و سلماس صادر و تجاوزات قواي عثماني، آشوري ها به ناچار به چند دسته تقسيم شد عده اي به سر زمين هاي شمال يعني روسيه، عده اي به تبريز و دسته ديگر كه عده شان را بيش از هفتاد هزار تخمين مي زنند به سوي همدان و كرمانشاه مهاجرت نمودند كه رابي بنيامين درميان همين دسته اخير به همدان رسيد.

اردوگاه باكوبا
اما پس از چندي متفقين كليه مسيحيان ساكن همدان و كرمانشاه را به عراق برده و درآنجا در اردوگاه بزرگي به نام “ باكوبا ” كه براي همين پناهندگان به وجود آورده بودند اسكان دادند. اين اردوگاه مدت دو سال دوام داشت و پس از بر چيدن آن ساكنين اش را پراكنده ساختند و چون در اين زمان جنگ به پايان رسيد و امنيت در شمال غرب ايران نسبتاً برقرار شده بود آشوري ها تقاضاي معاودت به او خود را نمودند ولي دشمنان موانعي بر سر راهشان به وجود مي آوردند اما كسان ديگري به حمايت آنها برخاستند و در مراجعت اين افراد ايراني اصرار داشتند. با موافقت دولت ايران كميسيوني در وزارت امور خارجه با عضويت نمايندگان رسمي وزارتخانه هاي جنگ و ماليه تشكيل و با دخالت و توصيه هاي دكتر ميلسپو تصميم گرفته شد كه مهاجرين به استثناي 52 نفر كه رابي بنيامين ارسانوس نيز جزو آنان بود به عنوان مسببين جنگ هاي داخلي و اخلال گر قلمداد شدند و حق مراجعت به كشور به آنان داده نشد و بر اساس يك مصوبه نيز كليه دارايي شان به نفع دولت ضبط و املاك آنان جزو خالصه جات دولتي محسوب گرديد.

عشق به وطن
اما رابي بنيامين به علت عشق وعلاقه اي كه به وطن خود ايران داشت از مشكلاتي كه ممكن بود برايش پيش آيد نهراسيد و با نام فاميلي مستعار “ بنيامين شاروكين” به ايران آمد. اينك جزييات زندگي و اصل و نصب وي را از خودش بشنويم كه در جواب به سؤالات بازپرس و به هنگام دستگيري در تاريخ 10/4/1309 شمسي اظهار گرديده و تحت شماره 136/452 اسناد وزارت امور خارجه و تشكيلات كل نظميه مملكتي ثبت و مضبوط گرديده است:

اسمم بنيامين ، اسم پدرم گورگين نام خانوادگي ام شاروكين و سنم 42 سال است. داراي عيال و 3 فرزند، يك دختر 13 ساله به نام سيما و دو پسر به نام هاي گورگين(گورگيس)11 ساله و مارونا 10 ساله . محل اقامت فعلي ام كرج مهمانخانه گلستان كه به اتفاق عيال و فرزندانم در آن سكونت دارم. سواد فارسي، انگليسي،‌ روسي، عربي، تركي و آشوري دارم و تبعه ايران هستم نام مادرم سادات ( سادي) صبيه تيموراس در اروميه روستاي ديگاله تولد يافته و هميشه در اين روستا مقيم بوده و سه سال پيش در همين روستا وفات نموده و تبعه ايران بوده است.

از سپورغان اروميه
نام پدرم گورگين و نام جدم خنانيشوع است و نام مادر برزرگم شيرين بوده و هر دو در روستاي سپورغان ايران بوده است. اجدادم نسل اندر نسل همگي ايراني و در اروميه زندگي مي كردند. خود بنده در روستاي ديگاله متولد شده ام و تا سن 12 سالگي نزد مادرم بودم كه بعداً مرا با تذكره ايراني جهت تحصيل نزد عمويم كه در پطروگراد روسيه به شغل معلمي مشغول بود فرستاد. پس از دو سال عمويم مرا به شهر “ نوچرگاز” فرستاد. در اين شهر مدت دو سال تحصيل كردم و پس از آن به مسكو فرستاده شدم و پنج سال هم در اين شهر به تحصيل پرداختم و پس از اخذ ديپلم در حالي كه بيش از بيست و يك سال نداشتم به اروميه آمدم و در مدرسه اي كه ميسيونرهاي ارتدكس روسي براي آشوري هاي اروميه داير كرده بودند و “ميسير” خوانده مي شد به عنوان آموزگار استخدام شدم. پس از چهار سال مجدداً به پطروگراد برگشتم و هدف من تحصيل بيشتر بود كه پس از اتمام تحصيلات و اخذ مدارك عاليه از طريق شهر مرزي جلفا به اروميه آمدم و در كنسولگري روس تزاري به شغل منشي گري پرداختم. در اين موقع اتقلاب كبير در روسيه به اوج خود رسيده بود. كنسول روس در اروميه تعيين شدم اما به علت پيشروي و تجاوزات قواي تركيه و تصرف اروميه، مجبور به ترك شهر شدم و همراه ساير مهاجرين آشوري و در معيت خانواده ام به سوي همدان آمدم.

كنسول روس
در همدان مجدداً از جانب ميسيو“ اتر” به عنوان كنسول روس منصوب شدم و پس از چندي اجباراً راهي بين النهرين شدم و مدت 3 سال در مدرسه آشوريان شهر موصل كه توسط قشه يوسف قليتا داير شده بود به تدريس پرداختم. پس از آن شغل آموزگاري را رها كرده به استخدام اركان حرب قشون انگليس با سمت نظارت و مباشرت به كار پرداختم ولي چون هواي عراق با مزاج من سازگارتر بود، به شدت بيمار شدم و اجباراً به كرمانشاه آمدم و پس از آنكه بهبودي نسبي يافتم به تهران آمدم. در اين شهر مدت سه ماه بيكار ماندم تا اينكه معلم مدرسه روس ها شدم پس از دو سال تدريس به خدمتم خاتمه داده شد. يك سال بيكار ماندم به فكر روزنامه نويسي افتادم ممكن نشد، بعد رفتم كرج مهمانخانه گلستان را داير كردم كه با اهل و عيال درآن سكونت كردم.

در مدارس دولتي
تحصيل در مدارس دولتي براي اتباع آن كشور مجاني بود و چون بنده قادر به پرداخت مخارج مدرسه نبودم تكليف گرديد تا تابعيت آن دولت را بپذيرم لذا به اجبار تذكره روسي گرفتم و براي مسافرت به ايران از گواهي اشتغال به تحصيل استفاده كردم كه آن اسناد را در بادكوبه كنسول ايران كه گويا كريم خان نام داشته ارايه نمودم و ايشان نيز در ظهر همان اوراق، ويزاي ورود به كشور دادند.

جهت عزيمت به بين النهرين هنگامي كه در همدان اقامت داشتم از كنسول گري انگليس ورقه اي تحت عنوان “ مهاجر ” گرفتم و با آن به آساني به بين النهرين رفتم و با همان ورقه كه در مرز خسروي به مرزبانان ارايه نمودم به راحتي به ايران آمدم. در آن زمان در امور مربوط به تذكره و ويزا آنقدرها سختگيري به عمل نمي آمد و بنده بدون توجه به اينكه جزو ليست 52 نفره ممنوع الورود بودم به خاك وطن وارد شدم و هم اكنون بنده داراي ورقه هويت ( شناسنامه) به شماره 31973 است كه از تهران صادر گرديده است و اگر در گذشته ها تذكره خارجي گرفته بودم از روي اجبار و احتياج و بنا به اقتضاي زمان بوده است. به موضوع نام فاميل خود نيز اشاره كنم كه قبلاً ارسانوس بوده اما به دليل آنكه ارسانوس يك كلمه خارجي و يوناني بود آنرا تعويض نموده و به جاي آن نام شاروكين را به عنوان نام فاميل انتخاب كردم.

در زندان
رابي بنيامين ارسانوس هم چنان در زندان باقي ماند و سرتيپ كوپال كه در آن موقع رييس كل تشكيلات نظميه مملكتي بود طي نامه مورخ 31/4/1309 در مورد صدور اجازه باقي مانده و سكونت رابي بنيامين در ايران و يا اخراج و تبعيدي از رياست وزرا (نخست وزير وقت) كسب تكليف مي كند. نخست وزير در حاشيه نامه رييس شهرباني مي نويسد از وزارت امور خارجه يا وزارت داخله كسب تكليف شود.

اما نه وزرات امور خارجه وقت و نه وزرات داخله ( علي منصور) هيچ يك اظهار نظر صريحي ننمودند و رابي بنيامين نيز هم چنان در زندان بود تا اينكه اعضاي هيأت رييسه مجمع كلدانيان طهران كه سلف انجمن فعلي آشوريان تهران است به سرپرستي جبراييل كلداني در ملاقات حضوري و مذاكرات شفاهي كه با نخست وزير به عمل آوردند در مورد بي گناهي رابي بنيامين ارسانوس توضيحاتي مفصل دادند كه همان موجب تبرئه و آزادي وي گرديد.Bet-Nahrain Forum imaintained by Benjamin Daniali with WebBBS 5.12